نوع مطالعه: مروری |
موضوع مقاله: طب بحران دریافت: 1404/6/5 | ویرایش نهایی: 1404/8/21 | پذیرش: 1404/9/7 | انتشار: 1404/9/10
متن کامل فارسی: (102 مشاهده)
مقدمه
آتشنشانان در شرایط اضطراری مانند آتشسوزی، نجاتهای عمومی و حوادث رانندگی به حفاظت از جامعه کمک میکنند [1]. انتظار میرود که آتشنشانان از سلامت جسمی و روانی برخوردار باشند تا بتوانند در شرایط استرسزا که از نظر جسمی و روانی چالشبرانگیز است، بهخوبی کار کنند [2]. محیط کار آتشنشانان بسیار پرخطر است، زیرا آنها به صورت مداوم در معرض خطرات جدی مانند آتشسوزی، دود و مواد شیمیایی قرار دارند. این شرایط میتواند باعث بروز مشکلات جسمی و روانی از جمله استرس، اضطراب، افسردگی و اختلالات خواب در آنها شود [3، 4]. آتشنشانی یکی از خطرناکترین مشاغل است و فعالیتهای آتشنشانان با خطرات بالقوه متعددی برای سلامت جسمانی آنها همراه است [5]. این افراد به دلیل فشارهای کاری، در معرض ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و آسیبهای اسکلتی-عضلانی قرار دارند [6]. آتشنشانان ممکن است دچار فرسودگی جسمی شوند که علائمی مانند خستگی مداوم، سردرد و کاهش عملکرد را به دنبال دارد. این وضعیت بیشتر ناشی از عوامل استرسزای فیزیکی همچون حمل تجهیزات سنگین برای مدتطولانی و نیز نداشتن استراحت و خواب کافی است [7]. در یک نظرسنجی از 15 آتشنشان مرد مشخص شد که مواجهه با اعضای خانواده مضطرب، قرار گرفتن در معرض مواد خطرناک و کمبود آموزش کافی برای عملکرد بهینه، از جمله استرسزاترین جنبههای شغلیشان بود [8]. این عوامل ممکن است به شدت بر روی سلامت روانی و جسمانی این گروه شغلی تأثیر بگذارند. همچنین احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)[1]در آتشنشانان وجود دارد که آنها را در معرض خطر بیشتری برای درگیری به سایر اختلالات روانی از جمله افسردگی و اضطراب قرار میدهد [9]. با توجه به خطرات بالقوه زیاد شغل آتشنشانی که میتواند سلامت جسمی و روانی افراد را تهدید کند، ضروری است که آتشنشانان از سلامت و رفاه خود مراقبت کنند و سازمانهای متولی نیز از نیروی کار خود حمایت کنند [10]. فرایند ارتقاء سلامت به افراد این امکان را میدهد که پایش بیشتری روی سلامت خود داشته باشند و آن را بهبود بخشند [11]. هدف از ارتقای سلامت، تقویت توانمندیهای فردی، ترویج برابری درون و بین جوامع و نیز فراهم کردن مهارتها و منابع لازم برای بهبود سواد سلامت، افزایش ظرفیتهای اجتماعی و تأثیرگذاری بر سیاستهای عمومی است [12]. محیط کار، بستر مناسبی برای اجرای برنامههای ارتقای سلامت است؛ چرا که بسیاری از بزرگسالان بخش عمدهای از وقت خود را در محل کار سپری میکنند. افزون بر این، ساختارهای سازمانی موجود و روابط میان همکاران میتوانند در تسهیل و پشتیبانی از این برنامهها مؤثر باشند [13]. اگرچه در خدمات آتشنشانی اقداماتی برای ارتقای سلامت انجام میشود، اما تمرکز اصلی این برنامهها بیشتر بر بهبود سلامت قلبی-عروقی و تناسب عضلانی معطوف شده است. [3، 7، 14]. با این حال، شواهد درباره اثربخشی این برنامهها یا کم هستند و یا تنها بر نوع خاصی از مداخلات ارتقاء سلامت، مانند مداخلات ورزشی، تمرکز دارند [3، 15]. هدف این پژوهش انجام یک جستوجوی نظاممند برای ترکیب دادههای موجود در کارآزمایهای بالینی تصادفی کنترلشده در زمینه ارتقاء سلامت آتشنشانان بود. این مرور نظاممند به دنبال تعیین ویژگیهای مداخلات انجام شده برای ارتقاء سلامت آتشنشانان و تأثیر این مداخلات بر سلامت کلی و سبک زندگی آنها بود. این مرور به کاهش شکافهای تحقیق در زمینه ارتقاء سلامت آتشنشانان کمک میکند و راهنماییهایی را برای پیشبرد مداخلات آینده ارتقاء سلامت در این گروه شغلی ارائه میدهد.
روش بررسی
این مرور نظاممند بر اساس شیوهنامه پریزما(PRISMA)[2]انجام شد. «پریزما»چارچوبی معتبر با هدف ارتقاء شفافیت و جامعیت مرورهای نظاممند و فراتحلیل است. منابع اولیه از سه پایگاه داده شامل «پابمد، اسکوپوس و وبآو ساینس»[3] جمعآوری شد که تمامی سالها تا تاریخ 25 آگوست 2025 جستوجو شد. در ابتدا، برای انتخاب کلمات کلیدی از اصطلاحات MeSH استفاده شد و سپس برای وارد کردن تمامی مطالعات مرتبط تنظیم شد. به منظور گسترش دامنه جستوجو از گوگل اسکالر نیز استفاده شد. پس از مرحله انتخاب، منابع مطالعات وارد شده نیز بررسی شدند تا هرگونه ارجاع احتمالی نادیده گرفته شده، شناسایی شود. این پایگاههای داده با استفاده از ترکیبهای زیر از گروههای کلمات کلیدی جستوجو شدند:
(1) “Mental Health” OR “Promotion” OR “Well-being” OR “Awareness” OR “Prevention” OR “Intervention” OR “Education” OR “Community Support” OR “Resilience” OR “Stigma Reduction” OR “Self-care” OR “Psychological Health” OR “Coping Strategies” OR “Access to Services” OR “Healthy Lifestyle” OR “Support Networks” OR “Mindfulness” OR “Therapeutic Activities” OR “Behavioral Health” OR “Social Inclusion”; AND (2) “Firefighter” OR “Fireman” OR “Firewoman” OR “Fire service personnel” OR “Fire rescue worker” OR “Fire suppression officer” OR “Fire brigade member” OR “Emergency responder” OR “Fire safety officer”.
همچنین در پایگاههای مگیران، ایرانداک، ایرانمدکس، اسآیدی و نیز گوگل اسکالر با استفاده از کلیدواژههای معادل فارسی جستوجو انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل: (1) جمعیت: آتش نشانان؛ (2) مداخله: تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان؛ (3)مقایسهکننده: تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان در مقابل کنترل غیر تمرینی؛ (4) نتایج: گزارش وضعیت کلی سلامت و عملکرد شغلی و اضطراب و افسردگی؛ (5) طرحهای مطالعه: کارآزماییهای تصادفی؛ و (6) زبان مقالات: انگلیسی و فارسی بود. دو پژوهشگر مستقل جستوجو را انجام دادند و جداگانه عنوان و چکیدهها را با استفاده از معیارهای ورود، غربالگری کردند و هرگونه اختلاف نظر نیز بررسی شد. همچنین اختلاف نظر بین دو نفر توسط پژوهشگر سوم انجام شد. دادههای مطالعات بهطور مستقل توسط پژوهشگران با استفاده از معیارهای متنوعی استخراج شد. این معیارها شامل نام نویسنده اول، طراحی مطالعه، ویژگیهای شرکتکنندگان (مانند حجم نمونه، جنس، سن)، روشهای اندازهگیری، برنامههای آموزشی و ویژگیهای آنها بود (جدول 1). کیفیت شواهد با استفاده از نمرات ارزیابی کیفی برای مطالعات واجد شرایط محاسبه شد. این نمرات با استفاده از پایگاه پدرو[4](PEDro)تعیین گردید. نمره کل «پدرو»که در بازه صفر تا 11 قرار دارد، شامل عواملی مانند ارائه تحلیلهای آماری و معیارهای ارزیابی اعتبار داخلی است. مطالعاتی که نمرات بین 7 تا 11 را کسب کردند، از نظر روششناختی، «بالا» طبقهبندی شدند. همچنین مطالعات با نمرات 5 تا 6 «منصفانه» و مطالعات با امتیاز کمتر یا مساوی 4 «ضعیف» شناخته شدند [25].
تجزیه و تحلیل آماری
ناهمگنی با استفاده از شاخص I² و بر اساس آستانههای زیر ارزیابی شد: صفر تا 30%«بدون ناهمگنی»، 30% تا 50%«ناهمگنی کم»، 50% تا 75%«ناهمگنی متوسط» و 75% تا 100%«ناهمگنی زیاد» طبقهبندی شدند. در مطالعه حاضر از هر دو مدل اثرات تصادفی و ثابت برای بررسی ناهمگنی بین مطالعات استفاده شد. مدل اثرات تصادفی برای مقادیر I² بالای 50% به کار گرفته شد [26]. تفاوتهای میانگین استاندارد شده (SMDs)[5]، و 95%فاصله اطمینان با استفاده از مدلهای تصادفی یا اثر ثابت محاسبه شدند. سطح معنیداری کمتر یا مساوی 0.05 تعیین شد. همچنین برای شناسایی سوگیریهای انتشار، تفسیر بصری نمودارهای قیف و آزمونهای ایگر[6] استفاده شدند [27].
یافتهها
با جستوجو در منابع الکترونیکی، تعداد 329 مقاله بهدست آمد. همچنین با جستوجوی دستی و بررسی منابع، 4 مقاله دیگر اضافه شد. پس از حذف عناوین تکراری، تعداد 59 چکیده برای مرور مشخص شد. بعد از بررسی عنوان و چکیده مقالات، 38 مقاله حذف شدند و 21 مقاله برای مطالعه متن کامل انتخاب گردیدند. پس از بررسی متن کامل، 9 مقاله انتخاب و نتایج آنها گزارش شد (شکل 1).بر اساس مقیاس «پدرو»، از 9 مقالهای که وارد شدند، 5 مطالعه در محدوده امتیاز بالا (11-7) و 4 مطالعه امتیاز منصفانه (6-5) را کسب کردند. بر اساس امتیاز کلی، مقالات کیفیت مناسبی داشتند که نشاندهنده قابلیت اطمینان آنها در انجام فراتحلیل حاضر است (جدول 2).
بر اساس 9 مطالعه وارد شده به فراتحلیل، تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان باعث بهبود در وضعیت کلی سلامت آتشنشانان شده بود [(26.85-1.1:CI 95%) 1.55 و 0.001p=]. همچنین هتروژنتی بالا (75.51I2=) بین مطالعات یافت شد. علاوه بر این، تفسیر بصری نمودارهای قیفی و نتایج آزمون ایگر هیچگونه سوگیری قابل توجهی در انتشار مقالات نشان نداد (0.43p=)(نمودار 1-الف). بر اساس 7 مطالعه وارد شده به فراتحلیل، تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان در مقابل گروه کنترل، باعث بهبود عملکرد شغلی آتشنشانان شده بود [(68.25-1.2:CI 95%) 1.97 و 0.001p=]. همچنین هتروژنتی متوسط (52.80I2=) بین مطالعات یافت شد. بهعلاوه، تفسیر بصری نمودارهای قیفی و نتایج آزمون ایگر هیچگونه سوگیری قابل توجهی در انتشار مقالات نشان نداد (0.75p=).(نمودار 1-ب) بحث و نتیجهگیری مطالعه مروری فراتحلیل حاضر به بررسی تأثیر تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان بر وضعیت کلی سلامت و عملکرد شغلی آتش نشانان پرداخت. نتایج نشان داد که تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان تأثیر معنیداری بر وضعیت کلی سلامت و عملکرد شغلی آتشنشانان دارند. تابهحال مطالعه مروری برای ارزیابی تأثیر تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان بر وضعیت کلی سلامت و عملکرد شغلی آتشنشانان انجام نشده است. واگنر[7] و همکاران، در مطالعهای مروری به بررسی نظاممند علائم سلامت روان آتشنشانان کانادا پرداختند. آنها مرور نظاممند نشان دادند که شیوع PTSDو افسردگی در آتشنشانان نسبت به جمعیت عمومی کانادا افزایش یافته است. همچنین شواهدی نیز برای افزایش شیوع اختلالات اضطرابی وجود دارد. با این حال، ابزارهای اندازهگیری عامل مهمی در تفاوتهای شیوع در مطالعات مختلف هستند و تعداد کمی از عوامل پیشبینیکننده ارتباط ثابتی با PTSDدر نمونهها دارند. تحقیقات آینده باید بر روی تنوع اندازهگیری و بررسی تعاملات ممکن بین عوامل پیشبینیکننده خطر برای PTSDدر آتشنشانان متمرکز شوند [28]. همچنین مک میلان[8] و همکاران در مروری نظاممند مطالعات مداخلهای ارتقای سلامت در خدمات آتشنشانی را جمعآوری کردند و نشان دادند که این مداخلات، بهویژه برنامههای مرتبط با فعالیت بدنی و تغییر رفتارهای غذایی، میتوانند تأثیر مثبت و قابل توجهی بر سلامت آتشنشانان بگذارند. با وجود اینکه برخی مطالعات خطر سوگیری بالایی داشتند، بیشتر آنها بهبود را در نتایج سلامت، از مرحله پایه تا پیگیری نهایی، نشان دادند [14]. در مطالعه حاضر، مقالات بررسی شده از ابزارهایی استاندارد برای ارزیابی استفاده کرده بودند که این امکان را فراهم میکند تا فراتحلیلهای جداگانهای برای هر متغیر انجام شود. بهعلاوه، کیفیت روششناختی پژوهشها در این فراتحلیل بالا بود که نشاندهنده اعتبار و قابلیت اطمینان قوی نتایج است. آزمون ایگر برای بررسی سوگیری انتشار انجام شد که عدم وجود سوگیری در نتایج تحقیق را تأیید کرد. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که ناهمگونی (هتروژنتی) متوسطی بین مطالعات وجود دارد. یعنی ابزارها و روشهای ارزیابی، نوع و شدت تمرین، نظارت توسط درمانگران یا مربیان، نمونههای مطالعه، مدت زمان جلسات، ماهیت تمرینها و مدت زمان کل برنامه آموزشی در مطالعات بررسی شده، همگی همراستا هستند و پیوستگی بین آنها بسیار قوی است. بنابراین نتایج این مطالعه با اطمینان بیشتری قابل تعمیم است. ارزیابی قابلیت اجرا و پذیرش برنامههای مداخلهای در حوزه سلامت، معیاری کلیدی برای سنجش موفقیت آنها محسوب میشود. بهجای تمرکز صرف بر نرخ حضور یا ترک شرکتکنندگان، لازم است به درک، احساسات و بازخورد ذینفعان نسبت به مداخلات نیز توجه شود. این جنبه از ارزیابی میتواند عوامل مؤثر در موفقیت یا شکست برنامهها را مشخص کند. در مرور حاضر، تنها دو مطالعه [29، 30] به بررسی قابلیت اجرا و پذیرش مداخلات پرداخته بودند که نشاندهنده کمبود توجه به این جنبه در پژوهشها است. همچنین پایبندی به پروتکل اجرایی مداخله نیز باید بهطور دقیق سنجیده شود. در این مرور، تنها دو مطالعه این مؤلفه را اندازهگیری کرده بودند؛ حال آنکه ارزیابی آن میتواند تصویر واقعیتری از اثربخشی مداخلات ارائه دهد. بنابراین در برنامههای آینده ارتقای سلامت، ضروری است که عملیپذیری و مقبولیت مداخله بهطور جدیتری ارزیابی شوند و چارچوبی برای نظارت و حفظ انطباق با پروتکل اجرایی نیز طراحی گردد. این رویکرد جامعتر نهتنها میتواند به بهبود کیفیت و اثربخشی برنامههای سلامت کمک کند، بلکه ما را به درک عمیقتری از تأثیرات این برنامهها بر شرکتکنندگان و جامعه میرساند و در نهایت به ارتقای سلامت و بهبود کیفیت زندگی کمک میکند. در شرایط پایین بودن حمایت اجتماعی، استرس شغلی با افکار خودکشی ارتباط مثبتی دارد [31]. در این میان، حمایت اجتماعی مناسب در حوزههای کاری و خانوادگی عاملی تعدیلکننده در سازوکار تأثیر استرس شغلی است [32]. وجود چنین حمایتی میتواند پیامدهای منفی ناشی از تعارض کار-خانواده و همچنین عوارض استرس شغلی را کاهش دهد. تحقیقات گستردهای درباره تأثیر استرس شغلی و فشارهای روانی بر سلامت روان آتشنشانان انجام شده است؛ اما بیشتر این مطالعات رویکردی نظاممند برای ارائه کمک مؤثر به افراد نیازمند نداشتند [33، 34]. ماهیت ویژه کار آتشنشانی و فرهنگ سازمانی حاکم بر آن، شبکه حمایت اجتماعی آتشنشانان را تضعیف میکند. این مسئله لزوم توجه جدیتر به تقویت حمایتهای اجتماعی را نشان میدهد تا رفاه، سلامت مطلوب و عملکرد روانی آتشنشانان - در جایگاه اعضای حیاتی خدمات اضطراری - تضمین شود [35]. برنامههای حمایتی برای آتشنشانان باید شامل مدیریت استرس، مشاوره و همایشهای آموزشی و همچنین ارائه اقدامات پیشگیرانه مداوم باشد [36، 37]. فشار فرهنگی برای «مردانه رفتار کردن» باعث میشود آتشنشانان علائم مشکلات روانی را نادیده بگیرند و در نتیجه از دریافت کمک لازم محروم بمانند [38]. این چالشها بر ضرورت طراحی و اجرای برنامههای حمایتی جامع و فرهنگمحور تأکید میکنند تا بهطور مؤثر به بهبود سلامت روان و کاهش استرس شغلی در این قشر کمک شود. این مطالعه چندین محدودیت روششناختی را شناسایی کرد که به پژوهشهای بیشتری نیاز دارد: 1) نبودن پنهانسازی تخصیص در هیچیک از مطالعات وارد شده، خطر قابل توجهی از سوگیری انتخاب را نشان میدهد؛ 2) با وجود شواهد قوی، ناهمگونی قابل توجهی در برخی نتایج وجود دارد که باید در تفسیر و تعمیم یافتهها به انواع مختلف آموزش احتیاط کرد؛ 3) سوگیری قابل توجهی در انتشار در چندین تحلیل مشاهده شده است؛ نویسندگان مقالات مرور شده برای کاهش این مشکل از روش اصلاح و پر کردن[9] استفاده کردند و بیان کردند که نتایج فراتحلیل بهطور قابل توجهی تحت تأثیر سوگیری انتشار قرار نگرفته است؛ 4) به علاوه، محدودیتهای مدل اثرات تصادفی در زمینه ناهمگونی تأکید بیشتری بر مطالعات کوچکتر داشت و عدم تقارن در نمودار قیفی نتایج را به سمت این مطالعات کوچکتر منحرف کرد؛ 5) در نهایت، دامنه زبانی جستوجو تنها به زبانهای انگلیسی و فارسی محدود بود که نشاندهنده نیاز به تحقیقات آینده برای شامل کردن دامنه وسیعتری از زبانها بهمنظور افزایش جامعیت یافتهها است. لذا نیاز به بررسیهای بیشتری در این حوزه وجود دارد. مطالعه مروری فراتحلیل حاضر نشان داد که تمرین بر پایه ارتقای سلامت روان تأثیر معنیداری بر وضعیت کلی سلامت و عملکرد شغلی آتشنشانان دارند. این نتایج تأکید میکنند که سلامت روان میتواند به بهبود عملکرد شغلی و کیفیت زندگی این گروه از افراد کمک کند. با توجه به نتایج این مطالعه، پیشنهاد میشود که سازمانهای مربوطه برنامههای آموزشی منظم و هدفمندی را برای ارتقاء سلامت روان آتشنشانان طراحی و اجرا کنند. این برنامهها میتوانند شامل تمرینهای ذهنی، روشهای مدیریت استرس و فعالیتهای گروهی باشند تا به سلامت روان و افزایش کارایی این گروه کمک کنند.
همه نویسندگان در ایدهپردازی و انجام طرح، همچنین نگارش اولیه مقاله یا بازنگری آن سهیم بودهاند و همه با تأیید نهایی مقاله حاضر مسئولیت دقت و صحت مطالب مندرج در آن را میپذیرند.
Kazemi Pakdel F, Akbarpour M, Ghasemi A, Alavi K, Alimohammadi H, Adabi Firouzjah J et al . The effect of mental health–promoting interventions on the firefighters’ overall health, behavioral well‑being, and job performance: A systematic review and meta-analysis. EBNESINA 2025; 27 (3) :69-79 URL: http://ebnesina.ajaums.ac.ir/article-1-1412-fa.html
کاظمی پاکدل فرشته، اکبرپور محسن، قاسمی علی، علوی خلیل، علیمحمدی حسین، ادبی فیروزجاه جواد و همکاران.. تأثیر تمرین بر پایه ارتقاء سلامت روان بر سلامت کلی و عملکرد شغلی آتشنشانان: مطالعه مرور نظاممند و فراتحلیل. ابن سينا. 1404; 27 (3) :69-79