نوع مطالعه: تحقیقی |
موضوع مقاله: طب بحران دریافت: 1404/7/18 | ویرایش نهایی: 1404/8/22 | پذیرش: 1404/8/25 | انتشار: 1404/9/1
متن کامل فارسی: (109 مشاهده)
مقدمه
کیفیت زناشویی حوزهای حیاتی از سلامت روانی-اجتماعی است که رضایت کلی، صمیمیت عاطفی و هماهنگی روابط زوجین را بازتاب میدهد [1]. در زنانی که به سرطان پستان مبتلا شدهاند، این شاخص اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا بیماری و درمانهای مرتبط با آن چالشهای جسمی، روانشناختی و اجتماعی عمیقی را ایجاد میکنند [2]. تشخیص سرطان پستان اغلب با تغییرات ناگهانی در تصویر بدن، عملکرد جنسی و کارهای روزمره همراه است که همگی فشار قابل توجهی بر روابط زناشویی وارد میکنند. تحقیقات نشان میدهد که نارضایتی زناشویی در این دوره نه تنها با افزایش فشار روانی همراه است، بلکه میتواند ادراک از علائم جسمی را نیز تشدید کند و چرخهای متقابل از تنشهای فردی و رابطهای ایجاد کند [3]. در بیماران مبتلا به سرطان پستان علاوه بر کیفیت زناشویی، اضطراب مرگ یکی از عواملی است که با کیفیت زندگی آنها در ارتباط است [4]. اضطراب مرگ، یا نگرانی و پریشانی ناشی از پیشبینی مرگ، عاملی است برجسته در زندگی افرادی که با بیماریهای تهدیدکننده زندگی مانند سرطان مواجه هستند [5]. این نوع اضطراب تنها یک دغدغه فکری نیست و تأثیرات ملموسی بر تنظیم هیجانی، تعاملات اجتماعی و روابط صمیمانه دارد. در رابطه زناشویی، اضطراب زیاد مرگ میتواند صمیمیت عاطفی را کاهش دهد، تنش رابطهای را افزایش دهد و رضایت کلی را تحت تأثیر قرار دهد؛ چرا که مواجهه با محدودیتهای وجودی و احتمال از دست دادن، میتواند احساس امنیت عاطفی میان همسران را دچار اختلال کند [6]. افزون بر این، اضطراب مرگ ممکن است با تفاوتهای فردی در راهبردهای مقابله و رابطهای تعامل داشته باشد و آسیبپذیری در روابط زناشویی را تشدید کند [7]. علاوه بر اضطراب مرگ، یکی از متغیرهایی که با کیفیت زناشویی ارتباط دارد سبکهای دلبستگی است [8]. نظریه دلبستگی چارچوبی قابل توجه برای فهم تفاوتهای فردی فراهم میکند که پاسخها به استرسهای رابطهای و وجودی را شکل میدهند [9]. الگوهای دلبستگی که در اوایل زندگی شکل گرفته و در طول عمر حفظ میشوند، بر تنظیم هیجانی، اعتماد بینفردی و راهبردهای مقابلهای در شرایط استرس و عدم قطعیت تأثیر میگذارند. در میان زنان متأهل، سبکهای دلبستگی بهطور مداوم با سازگاری روانشناختی و عملکرد رابطهای در زمینه بیماری مرتبط است [10]. الگوی دلبستگی ایمن یک عامل محافظتی است و زمینهساز ظهور راهبردهای مقابلهای مؤثر، سهولت در ابراز هیجانات و کیفیت مطلوب روابط عاطفی در فرد میگردد. در نقطه مقابل، دلبستگی اجتنابی با تمایل به تفکیک عاطفی، تأکید افراطی بر خودکفایی و محدودیتهای قابل توجه در برقراری یا دریافت حمایت اجتماعی مشخص می شود. در حالی که دلبستگی مضطرب شامل هوشیاری بالا نسبت به در دسترس بودن همسر، ترس از ترک شدن و فعالسازی بیشاز حد رفتارهای دلبستگی است [10، 11]. این الگوها اثرات مستقیمی برای کیفیت زناشویی دارند، بهویژه زمانی که زوج با استرس بیماری مزمن یا تهدیدکننده زندگی مواجه است. تحقیقات موجود همبستگی بین سبکهای دلبستگی و رضایت زناشویی را نشان دادهاند و مشخص کردهاند که دلبستگی ایمن کیفیت رابطه بالاتر را پیشبینی میکند، در حالی که سبکهای ناایمن (شامل اجتنابی و مضطرب) با تعارض رابطهای، کاهش صمیمیت و رضایت کلی پایینتر همراه هستند [8، 15-12].در زمینه سرطان پستان، دلبستگی میتواند پاسخهای روانشناختی به بیماری، از جمله آسیبپذیری نسبت به اضطراب، افسردگی و نگرانیهای وجودی مانند اضطراب مرگ را نیز شکل دهد [16]. افراد با دلبستگی ایمن ممکن است از منابع رابطهای خود برای کاهش تأثیر اضطراب مرگ بر عملکرد زناشویی استفاده کنند، در حالی که افراد با دلبستگی اجتنابی یا مضطرب ممکن است پریشانی وجودی بارزتری داشته باشند که رضایت زناشویی را بیشتر تضعیف میکند [17، 18]. ارزیابی رابطه سبکهای دلبستگی با کیفیت زناشویی و نقش میانجی اضطراب مرگ در زنان مبتلا به سرطان پستان، اهمیت ویژهای برای شناسایی عوامل روانشناختی مؤثر بر سازگاری زناشویی و سلامت روان این بیماران دارد. نتایج این پژوهش میتواند به متخصصان سلامت روان و مشاوران زوجدرمانی کمک کند تا با درک بهتر الگوهای دلبستگی و تأثیر آنها بر اضطراب مرگ، مداخلات رواندرمانی هدفمندتری برای کاهش تنشهای عاطفی و بهبود کیفیت روابط زناشویی بیماران طراحی کنند. این شناخت همچنین زمینهای فراهم میسازد تا برنامههای حمایتی و آموزشی متناسب با نیازهای هیجانی و بینفردی زنان مبتلا به سرطان پستان تدوین شود و در نهایت، کیفیت زندگی و سازگاری روانی آنان ارتقا یابد. با توجه به مطالعات پیشین در زمینه متغیرهای این پژوهش، تاکنون پژوهشی انجام نشده است که این متغیرها را در قالب یک مدل جامع ارزیابی کند. لذا هدف این پژوهش ارزیابی رابطه بین سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا با کیفیت زناشویی با نقش میانجی اضطراب مرگ در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. بنابراین این پژوهش جهت آزمون و تبیین مدل ساختاری پیشنهادی طراحی شد تا مشخص گردد هر یک از سبکهای دلبستگی، چگونه به طور مستقیم وغیرمستقیم، بر کیفیت تجارب زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان اثر میگذارند (شکل 1). این تبیین دقیق، زیربنایی برای طراحی راهبردهای مداخلهای هدفمند در حوزه سلامت روان و روابط زناشویی فراهم خواهد ساخت.
روش بررسی
پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر گردآوری دادهها، توصیفی- همبستگی از نوع الگویابی تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به مرکز کانون مهر گلستان شهر گرگان در سال 1403 بود که از بین آنها 230 نفر (نمونه پژوهش) به شیوه در دسترس انتخاب شدند. طبق نظر کلاین [19] برای تعیین حجم نمونه در الگویابی تحلیل مسیر میتوان تعداد پارامترهای آزاد مدل را ملاک تعیین حجم نمونه قرار داد؛ یعنی به ازای هر پارامتر تعداد 10 تا 20 نفر را در نظر گرفت. به همین جهت در پژوهش حاضر 230 نمونه انتخاب شدند و پرسشنامههای پژوهش بین آنها توزیع شد. پژوهشگران پس از اخذ مجوزهای لازم برای انجام پژوهش، جهت نمونهگیری به مرکز کانون مهر گلستان واقع در شهر گرگان، مراجعه نمودند. ملاکهای ورود شامل زنان متأهل بین 30 تا 55 سال و مبتلا به سرطان پستان (حداقل یک سال پس از تشخیص) بود که برای شرکت در مطالعه تمایل داشتند. افراد با اختلال خاص روانپزشکی از جمله اختلالات روانپریشی و اختلالات خلقی و یا مصرف داروهای روانپزشکی از مطالعه خارج شدند. همچنینافرادی که پرسشنامه ناقص داشتند از فرآیند تحلیل حذف شدند. ابزارهای پژوهش شامل سؤالات مربوط به اطلاعات جمعیتشناختی، مقیاس کیفیت زناشویی (RDAS)[1]، مقیاس سبکهای دلبستگی (RAAS)[2]و پرسشنامه اضطراب مرگ کالت-لستر (CL-FODS)[3]بود. RDAS توسط باسبی و همکاران [20] با 14 گویه ساخته شده است. پاسخ به گویهها بهصورت مقیاس 6 درجهای لیکرت است و حداقل و حداکثر نمره بین صفر تا 70 است. نمره بالا نشاندهنده کیفیت زناشویی بهتر است. ضرایب همبستگی بین مقیاس خودتنظیمی رفتاری برای روابط کارآمد در زوجها در دامنه 0.27 تا 0.56 در سطح 0.01 معنادار گزارش شده است. همبستگی RDAS با پرسشنامه سازگاری زناشویی لاکوالاس[4]، 0.68 و با پرسشنامه سازگاری زناشویی(DAS)[5]اسپانیر[6]، 0.97 گزارششده است. همچنین پایایی کل پرسشنامه به شیوه آلفای کرونباخ 0.90 گزارششده است [20]. در پژوهش یوسفی، ضرایب پایایی همسانی درونی از جمله آلفای کرونباخ و تنصیف پرسشنامه 0.92 گزارششده است و ضرایب روایی همگرا کیفیت زناشویی با پرسشنامه رضایتمندی زناشویی ENRICH[7]، پرسشنامه ارزیابی همبستگی زوجین FACESIII[8]و مقیاس DAS اسپانیر به ترتیب 0.39، 0.36 و 0.33 بهدست آمد [21]. ثبات درونی این مقیاس در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ 0.84 محاسبه شد. مقیاس RAAS یک مقیاس خود-گزارشدهی است که ابعاد مهارتهای تسهیلکننده روابط بینفردی و شیوه بازنمایی فرد از چگونگی شکلدهی به پیوندهای دلبستگی با افراد نزدیک را میسنجد. این مقیاس توسط کولینز[9] [22] ساخته شد که 18 ماده (مقیاس 5درجهای لیکرت) دارد. سه زیر مقیاس عبارتند از دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی و دلبستگی دوسوگرا - اضطرابی است. پایایی آزمون در پژوهش کولینز و رید در سال 1990 بیش از 80% گزارششده است. نتایج حاصل از دو بار اجرای این پرسشنامه با فاصله زمانی یک ماه از یکدیگر نشان داد که این آزمون در سطح 95% قابل اعتماد است. علاوه بر این، اعتبار پرسشنامه از روش بازآزمایی در یک گروه پایلوت 20 نفری با فاصله 10 روز ارزیابی شد. ضریب همبستگی در این روش 76% بود که بیانگر اعتبار مطلوب پرسشنامه است. در ایران نیز این مقیاس هنجاریابی شده و میزان قابلیت اعتماد، با استفاده از روش آزمون- بازآزمون به صورت همبستگی بین دو اجرا بر روی نمونهای با حجم 100 نفر بررسی شد. نتایج حاصل از دوبار اجرای این پرسشنامه با فاصله زمانی یک ماه از یکدیگر بیانگر آن بود که تفاوت بین دو اجرا معنادار نبود و این آزمون در سطح 95% قابل اعتماد است [23].ثبات درونی این مقیاس در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ برای مؤلفههای دلبستگی اجتنابی 0.74، دلبستگی ایمن 0.88 و دلبستگی دوسوگرا 0.84 محاسبه شد. CL-FODS مقیاس بازنگری شده اضطراب مرگ است که ابزار خودسنجی برای اندازهگیری میزان ترس و اضطراب مربوط به مرگ است. این مقیاس 32 پرسش در 4 خردهمقیاس (مرگ خود، مردن خود، مرگ دیگران و مردن دیگران) دارد. لستر پایایی این مقیاس را در فرهنگهای مختلف بررسی کرد. امتیازهای مربوط به خرده مقیاسهای مرگ خود، مردن خود، مرگ دیگران و مردن دیگران به ترتیب 0.36، 0.34، 0.45 و 0.24 بودند [24]. در ایران، نادری و اسماعیلی با استفاده از پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر[10]، روایی همگرا 0.68 و آلفای کرونباخ این پرسشنامه را نیز 0.89 گزارش کردند که نشان از اعتبار و پایایی مناسب آن است[25]. ثبات درونی این مقیاس در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ 0.71 محاسبه شد.
ملاحظات اخلاقی
به شرکتکنندگان درباره محرمانه ماندن اطلاعات توضیحات لازم ارائه و اعتماد آنان جهت شرکت در پژوهش جلب شد. اصول اخلاقی در پژوهش حاضر شامل 1) اخذ رضایت آگاهانه؛ 2) حق انصراف از پژوهش؛ 3)حفظ حریم خصوصی و رازداری بود. تمامی مراحل پژوهش مطابق با اصول اخلاقی مندرج در آخرین نسخه بیانیه هلسینکی اجرا گردید و رضایت آگاهانه کتبی از تمامی شرکتکنندگان اخذ شد.
تجزیه و تحلیل آماری
اطلاعات گردآوری شده به روش الگویابی تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزار AMOS24 تجزیه و تحلیل شد.این روش به محققین اجازه داد تا شبکه کامل روابط علّی بین متغیرهای تحقیق، شامل تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم، را به صورت همزمان و با ارزیابی کلیت مدل مورد سنجش قرار دهند.
یافتهها
نمونه پژوهش 230 بیمار مبتلا به سرطان پستان بودند. میانگین و انحراف معیار سنی 6.13 ± 44.09 بود که 89 نفر (38.7%) 30 تا 40 سال، 103 نفر (44.8%) 41 تا 50 سال و 38 نفر (16.5%) نیز 51 تا 55 سال بودند. 71 نفر (30.8%) مدرک تحصیلی دیپلم، 29 نفر (12.7%) فوق دیپلم، 98 نفر (42.6%) لیسانس و 32 نفر (13.9%) مدرک تحصیلی فوق لیسانس و بالاتر داشتند. میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش (سبکهای دلبستگی، اضطراب مرگ و کیفیت زناشویی) در جدول 1 نشان داده شده است.
بر اساس دادههای جدول 1مشخص میشود که شاخص کجی و کشیدگی هیچیک از نشانگرها خارج از بازه (۲، ۲-) نیست و بنابراین میتوان آنها را نرمال یا تقریب نرمال در نظر گرفت (آزمون نرمال بودن تک متغیری). یکی از مفروضههای الگویابی تحلیل مسیر نرمال بودن توزیع چندمتغیری است. برای این منظور در نرمافزار AMOS24 از ضریب کشیدگی چندمتغیری ماردیا[11] استفاده شد. مقادیر بزرگتر از 5 برای ضریب ماردیا نشاندهنده توزیع غیر نرمال دادهها است. مقدار ضریب ماردیا برای دادههای پژوهش حاضر برابر با 3.16 بود که نشان میدهد مفروضه نرمال بودن چندمتغیره برقرار است. جهت ارزیابی عدم وجود دادههای پرت چندمتغیری، شاخص فاصله ماهالانوبیس[12] بررسی شد. سطوح معناداری کمتر از 0.05 حاکی از دور افتاده بودن دادههای پرت است. براساس این شاخص، داده پرت شناسایی نشد. جهت بررسی اثر همخطی متغیرهای پیشبین از شاخص تحمل و عامل تراکم واریانس استفاده شد و طبق نتایج مقدار شاخص تحمل واریانس نزدیک به عدد 1 و مقدار شاخص عامل تراکم واریانس کمتر از عدد 2 بود؛ لذا هیچیک از متغیرهای پیشبین با هم اثر هم خطی نداشتند. اساس الگویابی تحلیل مسیر بر مبنای ماتریس واریانس-کوواریانس یا همبستگی بین متغیرها است، لذا ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش نشان داد که ارتباط بین متغیرهای پژوهش به لحاظ آماری معنادار است (0.01p<). برای بررسی برازش مدل اندازهگیری از شاخصهای برازش استفاده شد. شاخص نسبت مجذور کای به درجه آزادی (2.857)، شاخص ریشه میانگین مجذورات تقریب (0.068)، شاخص نیکویی برازش (0.909)، شاخص برازندگی تطبیقی (0.918)، شاخص برازندگی افزایشی (0.915)، شاخص برازش مقایسهای (0.919) و شاخص برازش هنجار شده مقتصد (0.795) بهدست آمد. شاخص R2 میزان واریانس تبیین شده متغیرهای نهفته درونزا را نشان میدهد. ضریب تعیین متغیر کیفیت زناشویی در الگوی پژوهش 0.57 است که نشان میدهد متغیرهای برونزا و میانجی میتوانند 57% از تغییرات متغیر کیفیت زناشویی را پیشبینی کنند.
ضرایب مسیر استانداردشده مدل پژوهش در شکل 2 و جدول 2 ارائه شده است و نشان میدهد ضرایب استانداردشده مستقیم همه متغیرها در سطح 95% اطمینان معنادار بوده است. جهت بررسی نقش میانجی اضطراب مرگ در ارتباط بین سبکهای دلبستگی با کیفیت زناشویی در زنان مبتلا به سرطان پستان از آزمون بوت استرپ استفاده شد (جدول 3).
سطح اطمینان برای این فاصله اطمینان 95% و تعداد نمونهگیری بوت استراپ 2000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصله اطمینان قرار میگیرد و از لحاظ آماری معنادار است، بنابراین اضطراب مرگ در رابطه بین سبکهای دلبستگی و کیفیت زناشویی در زنان مبتلا به سرطان پستان نقش میانجی دارند.
بحث و نتیجهگیری
نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبکهای دلبستگی با کیفیت زناشویی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه معناداری دارند، هرچند شدت و جهت این رابطه در میان الگوهای دلبستگی متفاوت است. به طور دقیقتر، سبک دلبستگی ایمن ارتباط مستقیم، مثبت و معنادار با کیفیت زناشویی داشت، در حالی که سبک دلبستگی دوسوگرا (اضطرابی) ارتباط مستقیم، معکوس و معنادار با کیفیت زناشویی داشت. در مقابل، سبک دلبستگی اجتنابی در این نمونه ارتباط آماری معناداری با کیفیت زناشویی نداشت. نتایج این پژوهش با برخی تحقیقات همسو بود [8، 12، 13،26]. این یافتهها بر اهمیت پویاییهای دلبستگی در روابط صمیمی تأکید میکند. افراد دارای دلبستگی ایمن از الگوهای درونی مثبت نسبت به خود و دیگران برخوردارند که به آنان امکان میدهد شریک زندگی خود را منبعی قابل اعتماد برای آرامش و حمایت بدانند. این افراد بیشتر درگیر ارتباط هیجانی باز، مراقبت متقابل و حل مسئله کارآمد میشوند؛ عواملی که برای حفظ روابط زناشویی با کیفیت بالا ضروری هستند [17، 27]. در زمینه سرطان پستان دلبستگی ایمن مانند سپری روانشناختی عمل میکند. زنان دارای دلبستگی ایمن چه بسا در بیان شفاف نیازها، حمایت همسر و ارائه مراقبت هیجانی متقابل توانمندتر هستند و از این طریق صمیمیت و پایداری رابطه را علیرغم اثرات مخرب بیماری حفظ میکنند [1]. در مقابل، رابطه منفی میان دلبستگی دوسوگرا و کیفیت زناشویی بازتاب الگوهای رابطهای ناسازگارانهای است که به طور معمول با این سبک دلبستگی همراه هستند. افراد دوسوگرا معمولاً دیدگاهی منفی نسبت به خود داشته و سامانه دلبستگی بیشفعالشدهای را تجربه میکنند که به وابستگی شدید، ترس از ترک شدن و جستوجوی مداوم اطمینان خاطر منجر میشود. هرچند این گرایشها ممکن است به طور موقت نزدیکی با همسر را افزایش دهند، اما اغلب چرخهای از فشار رابطهای ایجاد میکنند؛ زیرا شریک زندگی ممکن است این نیازهای مداوم را باری سنگین یا فرساینده تجربه کند. در زنان مبتلا به سرطان پستان، این گرایشها ممکن است به واسطه عدم قطعیت و آسیبپذیری ذاتی بیماری تشدید شوند و به تعارضات زناشویی، نارضایتی و فرسودگی هیجانی دوطرفه منجر گردند. بنابراین دلبستگی اضطرابی با افزایش تعارض بینفردی، حل تعارض ضعیفتر و کاهش درک پاسخگویی همسر مرتبط است و همگی این عوامل به مرور موجب افت کیفیت زناشویی میشوند. جالب توجه است که سبک دلبستگی اجتنابی در این جمعیت پیشبینیکننده معناداری برای کیفیت زناشویی نبود. این یافته تا حدودی با پژوهشهای انجامشده در جمعیت عمومی که اغلب دلبستگی اجتنابی را با سطوح پایینتر صمیمیت، خودافشایی هیجانی و حمایت همسر مرتبط میدانند متفاوت است. در زمینه بحران شدید سلامت مانند سرطان پستان، اثر دلبستگی اجتنابی بر کیفیت زناشویی ممکن است توسط عوامل موقعیتی دیگر همچون نقش مراقبتی همسر، حمایت اجتماعی بیرونی یا ضرورت دریافت حمایت ملموس تعدیل شود [28]. افراد اجتنابی به طور معمول راهبردهای غیرفعالساز مانند سرکوب نیازهای دلبستگی و پرهیز از وابستگی هیجانی به کار میبرند. اما در بافت مراقبت از بیمار سرطانی، بخشی از این رفتارها ممکن است الزامات فوری در مدیریت بیماری باشند. علاوه بر این افراد اجتنابی ممکن است در بحرانهای حاد در ظاهر باثبات باشند و دشواریهای رابطهای آنان بیشتر در دورههای بلندمدت یا پس از بحران آشکار شود. نتایج تحلیل آماری شواهد قانعکنندهای ارائه میکند مبنی بر اینکه اضطراب مرگ بهطور معناداری نقش میانجی در رابطه بین سبکهای دلبستگی و کیفیت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان ایفا میکند. این نتایج با پژوهشهای سلیمانیان و تمناییفر [28] و عبادیان و توسلی [29] همسو بود. بهطور مشخص، ارتباط غیرمستقیم سبک دلبستگی ایمن از طریق اضطراب مرگ منفی بود که نشان میدهد هرچه دلبستگی ایمن بیشتر باشد، اضطراب مرگ کمتر است و این امر به نوبه خود با کیفیت بالاتر زندگی زناشویی همراه است. در مقابل، ارتباط غیرمستقیم سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با کیفیت زناشویی مثبت بود. یعنی این الگوهای دلبستگی ناایمن با سطوح بالاتری از اضطراب مرگ همراه هستند و این اضطراب به پیشبینی کیفیت پایینتر زندگی زناشویی منجر میشود. زنان دارای دلبستگی ایمن توانایی بیشتری در تنظیم هیجان، جستوجو و پذیرش حمایت و حفظ نزدیکی عاطفی با همسران خود دارند [15، 30]. این قابلیتها میتواند شدت ترسهای مرتبط با مرگ را کاهش دهد و به آنان اجازه دهد با وجود بیماری، در رابطه زناشویی خود از نظر هیجانی فعال باقی بمانند [31]. چنین ثبات هیجانی نه تنها آشفتگی درونی را کاهش میدهد، بلکه حمایت متقابل، صمیمیت و راهبردهای مقابله مشترکی را که بنیان کیفیت زناشویی هستند، حفظ میکند. در مقابل، دلبستگی اجتنابی با ناراحتی از وابستگی، فاصلهگیری هیجانی و سرکوب آسیبپذیری مشخص میشود. در مواجهه با تهدید وجودی ناشی از سرطان، زنان با این سبک دلبستگی ممکن است در ظاهر ترسهای خود را کماهمیت جلوه دهند یا انکار کنند. اما از نظر درونی، اضطراب مرگ حلنشدهای دارند. این آشفتگی پنهان میتواند با کاهش گشودگی هیجانی و محدود کردن ظرفیت مقابله مشترک، کیفیت رابطه را تضعیف کند. نتایج میانجیگری نشان میدهد که اضطراب مرگ بالاتر در این گروه، از طریق کاهش صمیمیت هیجانی یا اجتناب از گفتوگو درباره ترسهای مرتبط با بیماری به فشارهای زناشویی دامن میزند. دلبستگی دوسوگرا که با حساسیت زیاد به نشانههای رابطهای و ترس از طرد شدن مشخص میشود، ممکن است اثرات هیجانی اضطراب مرگ را تشدید کند. زنان با این الگوی دلبستگی ممکن است بیماری خود را محرکی برای رد یا فاصلهگیری همسر برداشت کنند. ترکیب ترس وجودی و ناامنی رابطهای میتواند به افزایش نیازهای هیجانی، وابستگی یا جستوجوی اطمینان بیشاز حد منجر شود، الگوهایی که با گذر زمان میتوانند رضایت زناشویی را کاهش دهند و حمایت متقابل را فرسوده کنند. یافتههای این پژوهش نشان داد که سبکهای دلبستگی نقش مهمی در تبیین کیفیت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان دارند و اضطراب مرگ (متغیر میانجی)، بخشی از این روابط را توضیح میدهد. این نتایج ضمن تأکید بر اهمیت توجه به ابعاد روانشناختی در مداخلات بالینی، میتواند مبنایی برای طراحی برنامههای حمایتی و مشاورهای باشد که با تقویت سبک دلبستگی ایمن و کاهش اضطراب مرگ، کیفیت روابط زناشویی و سازگاری زوجین را ارتقا دهند. با وجود این، محدودیتهای این پژوهش تنها به استفاده از ابزارهای خودگزارشی و طرح مقطعی خلاصه نمیشود؛ عوامل فرهنگی، تفاوتهای فردی در برداشت از مفهوم دلبستگی و نیز تأثیر شرایط درمانی (مانند مرحله بیماری یا نوع درمان) ممکن است بر پاسخدهی شرکتکنندگان اثرگذار بوده باشند. بنابراین، پیشنهاد میشود در مطالعات آینده از روشهای ترکیبی (کمی ـ کیفی)، نمونههای متنوعتر از نظر زمینه فرهنگی و وضعیت سلامت و طراحیهای مداخلهای بهره گرفته شود تا تصویر دقیقتر و پویاتری از سازوکارهای روانشناختی مؤثر بر روابط زناشویی در زنان مبتلا به سرطان پستان فراهم گردد.
تشکر و قدردانی
پژوهش حاضر توسط کارگروه کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی - واحد چالوس بررسی با شناسه اخلاق IR.IAU.CHALUS.REC.1404.001 تأیید شده است. از همه افراد شرکتکننده در این پژوهش قدردانی میشود.
مقاله حاضر مستخرج از رساله دکتری روانشناسی نویسنده اول است. همه نویسندگان در ایدهپردازی و انجام طرح، همچنین نگارش اولیه مقاله یا بازنگری آن سهیم بودهاند و همه با تأیید نهایی مقاله حاضر مسئولیت دقت و صحت مطالب مندرج در آن را میپذیرند.
Jafarizadeh F, Keshavarz S, Mirani A, abdollahzadeh H. The relationship between attachment styles and marital quality in women with breast cancer: The mediating role of death anxiety. EBNESINA 2025; 27 (3) :43-54 URL: http://ebnesina.ajaums.ac.ir/article-1-1421-fa.html
جعفری زاده فاطمه، کشاورز سمیه، میرانی ارسطو، عبداله زاده حسن. رابطه سبکهای دلبستگی با کیفیت زناشویی در زنان مبتلا به سرطان پستان: نقش میانجی اضطراب مرگ. ابن سينا. 1404; 27 (3) :43-54