نوع مطالعه: مروری |
موضوع مقاله: طب رزم دریافت: 1404/7/27 | ویرایش نهایی: 1404/8/14 | پذیرش: 1404/8/22 | انتشار: 1404/9/1
متن کامل فارسی: (118 مشاهده)
مقدمه
آسیبهای اسکلتی-عضلانی بیشتر با درد، ناراحتی و محدودیت در حرکت مشخص میشود [1]. تمرینهای با شدت بالا جهت آمادگی جسمانی کارکنان نظامی در محیطهای آموزشی روزانه و میدانهای نبرد انجام میشود که این شرایط، خطر ابتلا به این آسیبها را افزایش میدهد [2]. آسیبهای ناشی از تمرینهای نظامی به مهمترین عامل تأثیرگذار بر غیبت در ارتش تبدیل شده و بار اقتصادی سنگینی را به همراه دارد. علاوه بر این، آسیبهای اسکلتی-عضلانی باعث ناتوانی عملکردی، کاهش کارایی و اختلال در جمعیت فعال نظامی میشوند [3]. طبق پژوهشی حدود 55% از نظامیان آمریکا بین سالهای 2001 تا 2011 با یک یا چند اختلال اسکلتی-عضلانی و درد مرتبط تشخیص داده شدند [4]. همچنین آسیبهای اسکلتی-عضلانی یک مشکل بزرگ بهداشتی در میان نظامیان فعال محسوب میشوند؛ با تخمین 1.6 میلیون مراجعه پزشکی در سال مرتبط با آسیب که دومین علت اصلی ویزیتهای پزشکی است [5]. آموزش نظامی فرآیندی است که بهمنظور آمادهسازی نظامیان از نظر جسمی و روانی برای خدمت در نیروهای مسلح طراحی شده است. با وجود تلاشهای مداوم برای کاهش آسیبها، آسیبهای اسکلتی-عضلانی همچنان در میان نظامیان شایع هستند و تأثیرات قابل توجهی بر سلامت و آمادگی کلی آنها دارند [6]. این آسیبها بهویژه میتوانند منجر به کاهش تعداد نیروهای فعال در آموزش نظامی شوند و هزینههای زیادی را به سازمانها تحمیل کنند [5]. اقدامهای مؤثر برای محدود کردن این آسیبها میتوانند بهطور قابل توجهی هزینههای مالی ارتش را کاهش دهند و همچنین آمادگی جسمانی و عملیاتی را با کمینه کردن وقفهها در آموزش بهبود بخشند [7]. با وجود تلاشهای مستمر برای کاهش آسیبهای اسکلتی-عضلانی در میان نظامیان، شواهد موجود در حمایت از یک تکنیک یا دستگاه مقرون به صرفه برای پیشگیری از این آسیبها محدود است. تحقیقات پیشین به بررسی روشهای مختلفی پرداختهاند که میتوانند به کاهش این آسیبها کمک کنند. از جمله این روشها میتوان به تمرینات کششی، استفاده از کفیهای شوکگیر و بهینهسازی دامنه حرکتی اشاره کرد. این روشها راهکارهایی برای تقویت آمادگی جسمانی و کاهش خطر آسیبهای مرتبط با فعالیتهای نظامی محسوب میشود [8]. با این حال نتایج بهدستآمده از این مطالعات به دلیل تفاوتهای موجود در روشهای تحقیق، بهطور قابل توجهی متفاوت است. این موضوع نشاندهنده نیاز به رویکردهای استانداردتر برای رسیدگی مؤثر به آسیبهای اسکلتی-عضلانی در محیطهای نظامی است [4]. بررسی این آسیبها در نظامیان موضوعی مهم و ضروری است که میتواند به بهبود سلامت و کارایی نیروهای مسلح کمک کند. در این راستا مطالعات مروری مختلفی صورت گرفته است. استانارد[1] و همکاران در مطالعهای مروری به آسیبهای اسکلتی-عضلانی در نیروهای عملیات ویژه نظامی پرداختند. آنها نشان دادند که نیروهای ویژه به دلیل تکنیکهای خاص و غیرمتعارف خود، در معرض خطرات متفاوتی از آسیبها قرار داشتند. در مجموع 21 مطالعه بررسی شد و مشخص شد که آموزشگیرندگان با فراوانی 68% بیشترین آسیبها را داشتند. شایعترین آسیبها شامل مچ پا، زانو و ستون فقرات کمری بود. همچنین پرش از هوا و تمرینهای بدنی عوامل اصلی ایجاد آسیب شناخته شدند. این مطالعه بر اهمیت شناسایی علل آسیبها و بهبود روشهای نظارتی تأکید کرد تا پیشگیری بهتری انجام شود [9]. راعی و همکاران در مطالعهای مروری و فراتحلیل به بررسی اختلالات اسکلتی-عضلانی و عوامل خطر مرتبط با آن در کارکنان نظامی ایران پرداختند. آنها نشان دادند که این اختلالات در میان کارکنان نظامی شایع و هزینهبر بودهاند. عوامل متعددی از جمله وظایف تکراری، حمل بار با کوله و وضعیتهای نادرست بدن در بروز این اختلالات تأثیرگذار بودند. به همین دلیل بهبود شرایط ارگونومی و کاهش فشارهای فیزیکی و روانی در محیط کار به منظور کاهش این اختلالات ضروری است [10]. چانگ[2] و همکاران به بررسی نظاممند اپیدمیولوژی آسیبهای اسکلتی-عضلانی (بدون ارتباط با نبرد) در نیروی دریایی پرداخت. آنها نشان دادند که شیوع کلی این آسیبها بین 12.7% تا 81.5% متغیر بود. آسیبهای سر و صورت، اندام فوقانی، ستون فقرات، قفسه سینه و اندام تحتانی به ترتیب بیشترین شیوع را داشتند. وقوع این آسیبها از 0.03 تا 32.3 به ازای هر 1000 نفر-سال متغیر بود و نواحی مچ پا، لگن، زانو و شانه مکانهای شایع این آسیبها شناسایی شدند [4]. همچنین فن[3] و همکاران به بررسی نظاممند اپیدمیولوژی جهانی آسیبهای پا و مچ پای سربازان در طول آموزش نظامی پرداختند. در یک جمعیت 8,092,281 نفری از سربازان در 15 کشور (91 مطالعه)، 788,469 آسیب پا و مچ پا ثبت شد که معادل 9.7% بود. در بین 49 مطالعهای که بر طول دوره آموزش تمرکز داشتند، 18.2% از زنان و 16.6% از مردان دچار آسیب شدند. آسیبهای مچ پا به طور تقریبی 7 برابر بیشتر از آسیبهای پا رخ دادند و آسیبهای حاد حدود 24 برابر بیشتر از آسیبهای غیرحاد بودند. این مطالعه نشان داد که سربازان در طول یک دوره 3 ماهه آموزشی، 3.14% شانس ابتلا به آسیب پا و مچ پا را دارند. همچنین در آموزش نظامی پرش با چتر، نرخ آسیب 3.1 در هر هزار پرش ثبت شد. نتایج این تحقیق بر لزوم توسعه روشهای مؤثر برای پیشگیری از این آسیبها تأکید میکند [11]. آسیبهای اسکلتی-عضلانی یکی از چالشهای اصلی در میان کارکنان نظامی شناخته شدهاند که تأثیرات قابل توجهی بر سلامت، کارایی و آمادگی جسمانی آنها دارند. با توجه به شدت و فراوانی این آسیبها در محیطهای آموزشی و میدانهای نبرد، نیاز به یک مطالعه مروری نظاممند احساس میشود تا ابعاد مختلف این آسیبها بهطور جامع بررسی گردد. این آسیبها نه تنها منجر به کاهش تواناییهای جسمانی نظامیان میشوند، بلکه بار اقتصادی سنگینی نیز بر دوش سازمانهای نظامی میگذارند. همچنین شواهد نشان میدهند که عوامل متعددی از جمله روشهای آموزشی، وضعیتهای نادرست بدن و وظایف تکراری میتوانند در بروز این آسیبها مؤثر باشند. با توجه به فقدان رویکردهای استاندارد و مؤثر برای پیشگیری از این آسیبها و تفاوتهای موجود در نتایج مطالعات قبلی، انجام یک مرور نظاممند میتواند به شناسایی الگوهای اپیدمیولوژیک، عوامل خطر و روشهای مؤثر برای کاهش این آسیبها کمک کند. این مطالعه میتواند به بهبود شرایط ارگونومیک و کاهش فشارهای فیزیکی و روانی در محیط کار نظامیان منجر شود و بهطور کلی سلامت و کارایی نیروهای مسلح را ارتقا بخشد. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی جامع آسیبهای اسکلتی-عضلانی در نظامیان و شناسایی عوامل مؤثر در بروز آنها به منظور بهبود شرایط ارگونومی و کاهش هزینههای ناشی از این آسیبها بود.
روش بررسی
این مرور نظاممند بر اساس شیوهنامه پریزما و با رعایت استانداردهای مشخص و معتبر آن طراحی و اجرا گردیده است تا کیفیت و شفافیت نتایج آن تضمین شود. منابع اولیه از چهار پایگاه داده معتبر (پابمد، اسکوپوس، سنترال و وبآو ساینس)[4] جمعآوری شدند. دوره جستوجو به گونهای تنظیم شد که تمامی مقالات منتشر شده از آغاز تا تاریخ 9 اکتبر 2025 را شامل شود. در این فرآیند، اصطلاحاتMeSHمبنای انتخاب کلمات کلیدی بود و سپس این کلمات بهگونهای تنظیم شدند که تمامی مطالعات مرتبط را در بر بگیرند. علاوه بر این، برای گسترش دامنه جستوجو از گوگلاسکالر[5]نیز بهرهبرداری شد که این امکان را فراهم کرد تا مقالاتی از سایر پایگاههای داده نیز در نظر گرفته شوند. پس از مرحله انتخاب، منابع مطالعات شاملشده به دقت بررسی شدند تا هرگونه ارجاع احتمالی که ممکن است از قلم افتاده باشد، شناسایی شود. این پایگاههای داده الکترونیکی با استفاده از ترکیبهای مختلفی از گروههای کلمات کلیدی جستوجو شدند تا اطمینان حاصل شود که تمامی اطلاعات مرتبط جمعآوری شده است.
"Musculoskeletal Injuries" OR "Military Injuries" OR "Combat-Related Injuries" OR "Physical Trauma" OR "Injury Prevention" OR "Sprains and Strains" OR "Fractures" OR "Tendon Injuries" OR "Ligament Injuries" OR "Overuse Injuries" OR "Joint Disorders" OR "Physical Training" OR "Load Carriage" OR "Repetitive Motion" OR "Environmental Factors" OR "Pre-existing Conditions" OR "Active Duty Personnel" OR "Veterans" OR "Reserve Forces" OR "Special Operations Forces" OR "Rehabilitation" OR "Physical Therapy" OR "Surgical Interventions" OR "Pain Management" OR "Injury Assessment" OR "Epidemiology of Injuries" OR "Biomechanics" "Injury Surveillance" OR "Military Health Studies" OR "Performance Optimization" OR "Occupational OR Health" OR "Fitness and Conditioning" OR "Sports Medicine" OR "Ergonomics" OR "Recovery Strategies".
علاوه بر پایگاههای داده بینالمللی، جستوجو در پایگاههای فارسی (اس.آی.دی، مگیران، ایرانداک، ایرانمدکس، مدلیب)[6] نیز انجام شد. در این مرحله، از کلیدواژههایی معادل با کلیدواژههای استفاده شده در پایگاههای بینالمللی بهره گرفته شد تا اطمینان حاصل شود که تمامی مقالات مرتبط به زبان فارسی نیز در نظر گرفته شدهاند. این رویکرد به غنای دادهها و تنوع منابع کمک کرد و امکان بررسی جامعتری از موضوع را فراهم کند.
معیارهای ورود به مطالعه شامل مقالات اصیلی بود که تحت داوری قرار گرفته، در مجلات معتبر به زبان انگلیسی و فارسی چاپ شده و به آسیبهای اسکلتی-عضلانی نظامیان پرداخته بودند. معیارهای خروج شامل مقالاتی بود که جامعه آماری افراد نظامی نبودند، نحوه اجرا در آنها به خوبی مشخص نشده بود، مقالات کنفرانسی که دسترسی به متن کامل آنها نبود و پایاننامهها و مقالاتی که تحت داوری قرار نگرفته بودند. دو محقق مستقل جستوجو را انجام دادند و به طور مستقل غربالگری عنوان و چکیده را با استفاده از معیارهای بالا اعمال کردند. هر گونه اختلاف نظر، مذاکره شد. دادههای مطالعات به طور مستقل توسط دو محقق استخراج شد. این فرآیند با استفاده از معیارهای مشخصی انجام گرفت که شامل نام نویسنده اول، طراحی مطالعه و ویژگیهای شرکتکنندگان بود. ویژگیهای شرکتکنندگان شامل حجم نمونه و مشخصات جمعیتشناختی بود. علاوه بر این، روش و واحد اندازهگیری، برنامههای آموزشی و ویژگیهای آموزشی نیز بررسی شدند. این رویکرد به منظور اطمینان از دقت و صحت دادههای استخراج شده به کار گرفته شد (جدول 1).
یافتهها
فرآیند انتخاب مطالعات در شکل 1 نشان داده شده است. با جستوجو در منابع الکترونیکی تعداد 1523 عنوان به دست آمد. جستوجوی دستی و بررسی منابع مقالات تعداد 36 عنوان دیگر به دست آمد. بعد از حذف عنوانهای تکراری تعداد 623 چکیده برای مرور مشخص شدند. بعد از بررسی عنوان و چکیده مقالات تعداد 574 مقاله حذف شدند و 49 مقاله برای مطالعه انتخاب شدند. بعد از بررسی کل متن مقالات، 32 مقاله درباره آسیبهای اسکلتی-عضلانی نظامیان انتخاب شدند و نتایج آنها گزارش شد (شکل 1). بحث و نتیجهگیری
مطالعه مروری حاضر به بررسی آسیبهای اسکلتیعضلانی در نظامیان پرداخت. این تحلیل با تمرکز بر دستهبندی، الگوهای زمانی، جغرافیایی، اپیدمیولوژیک و بالینی انجام شده است تا تصویری جامع از این آسیبها در جمعیتهای نظامی ارائه دهد. هدف این پژوهش شناسایی روندها، عوامل خطر و پیشنهادهای پیشگیری بود که بر اساس استانداردهای مقالات علمی، از جمله مطالعات اپیدمیولوژیک، بنا شده است. همچنین، بررسی مطالعات نشان میدهد که بیشتر آنها بر روی تحقیقات جدید تمرکز دارند، بهطوری که بیش از ۵۰% مقالات بعد از سال ۲۰۱۵ منتشر شدهاند. این موضوع نشاندهنده افزایش توجه به آسیبهای نظامی در دهه اخیر است که چهبسا بهدلیل پیشرفتهای علمی و نیاز به پیشگیری در نیروهای مسلح باشد. تخصص نویسندگان مقالات نشاندهنده تنوع تخصصهای بینرشتهای است که شامل متخصصان ارتوپدی، اپیدمیولوژیستها و کارشناسان نظامی میشود. بیشتر نویسندگان از کشورهای غربی، از جمله آمریکا و کشورهای اروپایی مانند سوئد هستند. در عین حال، حضور نویسندگان ایرانی و آسیایی محدود است. این تنوع، همکاری بینالمللی را برجسته میکند، اما غالب بودن تحقیقات غربی ممکن است به دلیل دسترسی بیشتر به دادههای نظامی، منجر به تعمیمپذیری محدود به جمعیتهای غیرغربی شود. سال چاپ مقالات از 2000 تا 2024 متغیر است و تمرکز اصلی بر دهه 2010 تا 2020 است که بیش از 70% مقالات را شامل میشود. این توزیع زمانی، افزایش تحقیقات پس از سال 2010 را نشان میدهد که احتمالاً ناشی از جنگهای اخیر مانند افغانستان و عراق و تأکید بر سلامت نظامی است. مقالات قدیمیتر بیشتر بر مطالعات مشاهدهای تمرکز دارند، در حالی که مقالات جدیدتر، به مدلهای پیشبینی خطر میپردازند. این روند زمانی، پیشرفت از توصیف ساده آسیبها به رویکردهای پیشگیری بر پایه داده را برجسته میکند و در عین حال ضرورت بهروزرسانی مداوم برای پوشش تغییرات در تجهیزات نظامی را تأکید میکند. مقالات در مجلات معتبر نظامی و پزشکی چاپ شده بودند که نشاندهنده تمرکز بر انتشارات تخصصی است. این تنوع در مجلات، ادغام دیدگاههای بالینی و اپیدمیولوژیک را نشان میدهد. با این حال، غالب بودن مجلات غربی ممکن است به سوگیری در انتشار منجر شود. عنوان مقالات مروری بیشتر بر آسیبهای اسکلتی-عضلانی در نیروهای نظامی متمرکز است. این مقالات شامل موضوعاتی نظیر «آسیبهای اسکلتی-عضلانی در نیروهای عملیات ویژه نظامی» [9] و «اختلالات اسکلتی-عضلانی و عوامل خطر مرتبط با آن در کارکنان نظامی ایران» [10] هستند. عناوین این مقالات به سه دسته اصلی تقسیم میشوند: 1) اپیدمیولوژیک (شیوع و عوامل خطر) [15]؛ 2)پیشگیری [23]؛ و 3) بیومکانیک [43] است. این عناوین نشاندهنده تأکید بر جنبههای عملی مانند ترک خدمت و پیشگیری هستند. با این حال، کمبود تمرکز بر جنبههای روانشناختی [40]، بیانگر نیاز به انجام مطالعات جامعتر است که بتواند آسیبهای جسمی را با سلامت روانی ترکیب کند. نوع مطالعات در این مقالات اغلب شامل مطالعات کوهورت آیندهنگر و مطالعات گذشتهنگر است. همچنین شیوع بالای مطالعات مشاهدهای که بیش از 60% از کل مقالات را شامل میشود، به وضوح دیده میشود. این مقالات به سه گروه اصلی تقسیم میشوند: مطالعات توصیفی [22]، مطالعات مداخلهای [23] و مطالعات اپیدمیولوژیک [3]. این دستهبندی نشاندهنده تمرکز بیشتر بر توصیف آسیبها به جای آزمایشهای کنترلشده است. این رویکرد قدرت خوبی در شناسایی الگوها دارد، اما ضعف در اثبات علیت را نیز به نمایش میگذارد. بنابراین، پیشنهاد میشود که تحقیقات آینده به سمت طراحی مطالعات تصادفی کنترلشده برای ارزیابی مداخلات پیشگیری حرکت کنند. جمعیت مطالعه در این مقالات عمدتاً شامل سربازان فعال ارتش آمریکا است، در حالی که نیروهای اروپایی و آسیایی نیز بررسی شدهاند. این جمعیت به گروههای مختلفی تقسیم میشود: تازهاستخدامشدهها، نیروهای ویژه و نیروهای اعزامشده. میانگین سنی این جمعیت بین 18 تا 35 سال است و مردان با نسبت 90% غالب هستند. این تمرکز بر جمعیت جوان و مردان، تعمیمپذیری نتایج به زنان را محدود میکند. با این حال، الگوهایی همچون خطر بالاتر در زنان [20] به وضوح مشاهده میشود، که نیاز به انجام مطالعات جنسیتی-محور را تأکید میکند. سالهای انجام مطالعات در این مقالات از 1989 تا 1994 تا 2020-2021 متغیر است، با تمرکز خاص بر دهه 2010 که بیش از 50% از مقالات را شامل میشود. این توزیع نشاندهنده تأثیر جنگهای اخیر، به ویژه جنگ در افغانستان است. با این حال، شکافهای موجود در دادههای پیش از سال 2000، نیاز به انجام مطالعات طولی طولانیمدت را برجسته میکند. همچنین مقایسه سالهای مختلف نشاندهنده افزایش آسیبهای ناشی از استفاده بیشاز حد در مطالعات اخیر است که ممکن است به دلیل تغییرات در برنامههای تمرینی باشد. این تغییرات میتوانند تأثیرات قابلتوجهی بر سلامت و عملکرد سربازان داشته باشند و نیاز به بررسی دقیقتری دارند. نوع آسیبها در مطالعات انجامشده اغلب به سه دسته تقسیم میشود: آسیبهای ناشی از استفاده بیشاز حد که شامل درد و التهاب است؛ آسیبهای حاد که شامل پیچخوردگی و کشیدگی است؛ و همچنین شکستگیها، بهویژه شکستگیهای استرسی که به آن اشاره شده است. دستهبندی این آسیبها به سه گروه تدریجی، تروماتیک و غیرتروماتیک نشاندهنده غالب بودن آسیبهای ناشی از استفاده بیشاز حد در محیطهای نظامی است. در این میان، 66% از آسیبها تدریجی [16]، 34% تروماتیک و 61% غیرتروماتیک [15] هستند. این الگو ارتباط با بار کاری تکراری را بهخوبی نمایان میسازد، اما همچنین بر ضرورت تمایز بهتر بین آسیبهای اولیه و عودکننده تأکید میکند تا پیشگیری مؤثرتری از این آسیبها صورت گیرد. نواحی آسیبدیده در مطالعات انجامشده اغلب شامل اندام تحتانی، نظیر زانو، مچ پا و ساق پا است که شیوع این آسیبها به 80% میرسد. این موضوع نشاندهنده اهمیت توجه به این نواحی در تحقیقات مربوط به آسیبهای اسکلتی-عضلانی است و لزوم توسعه راهبردهای پیشگیری و درمان مناسب را برجسته میسازد. پس از آن، کمر و ستون فقرات و همچنین اندام فوقانی، بهویژه شانه، قرار دارند. دستهبندی آسیبها به سه گروه زیر تقسیم میشود: اندام تحتانی (80-60%)، تنه (3020%) و اندام فوقانی (20-10%). این توزیع بهطور عمده به فعالیتهایی مانند دویدن و حمل بار مربوط میشود. الگوی مشاهدهشده، تأکید بر ضرورت تمرکز پیشگیری بر اندام تحتانی را پیشنهاد میکند. با این حال، غفلت از آسیبهای کمر در مطالعات اولیه ممکن است به دلیل کمبود ابزارهای تشخیصی باشد که نیاز به توجه بیشتری در این زمینه را نمایان میسازد. تعداد افراد در مطالعات مختلف به طور قابل توجهی متغیر است، از 100 تا 600 نفر تا بیش از 67,525 نفر. میانگین تعداد افراد در مطالعات کوهورت معمولاً حدود 2000 تا 5000 نفر است. این مطالعات به دو دسته تقسیم میشوند: مطالعات کوچک که شامل کمتر از 1000 نفر هستند و مطالعات بزرگ که شامل بیش از 10 هزار نفر میشوند. این دستهبندی نشاندهنده قدرت آماری بالاتر در مطالعات بزرگ است، که قابلیت تعمیمپذیری نتایج را افزایش میدهد. با این حال، مطالعات کوچکتر معمولاً جزئیات بالینی دقیقتری را ارائه میدهند که میتواند در تحلیلهای عمیقتر و تصمیمگیریهای بالینی مؤثر باشد. تمرینهای انجامشده اغلب شامل دویدن، راهپیمایی با بار، تمرینهای قدرتی و رزمی است. این تمرینها بهویژه بر فعالیتهای نظامی مانند چتربازی [13] و عبور از موانع [22] تمرکز دارند. دستهبندی تمرینها به سه نوع اصلی شامل هوازی (دویدن در 70% مقالات)، مقاومتی (وزنهبرداری در 40%) و عملکردی (عبور از موانع در 30%) نشاندهنده ارتباط مستقیم با آسیبهای استفاده بیشاز حد است. این الگو بر نیاز به تعدیل شدت تمرینها برای کاهش خطر آسیب تأکید میکند، به طوری که با مدیریت صحیح شدت و نوع تمرینها، میتوان از بروز آسیبهای ناشی از استفاده بیشاز حد جلوگیری کرد. تمرینهای انجامشده به برنامههای پیشگیری مانند تمرینهای اصلاحی و عصبی-عضلانی تمرکز بیشتری دارد. این تمرینها به دو دسته پیشگیری و بازتوانی تقسیم میشوند که نمونههایی از آن شامل آزمون غربالگری عملکرد حرکتی (FMS)[7][23] وبرنامه ورزشکار تاکتیکی عقاب(ETAP)[8] [43] هستند. این انتقال از تمرینهای سنتی به مداخلات بر پایه شواهد، کاهش آسیبها را تا 50% در مطالعات اخیر نشان میدهد. متغیرهای ارزیابیشده در این زمینه شامل عوامل جمعیتشناختی، فیزیولوژیکی (مانند قدرت عضلانی وVO2max)، و آسیبشناختی (مانند نوع و شدت آسیب) است. این متغیرها به سه دسته فردی (80% از دادهها)، شغلی و پیامدی (مربوط به ترک خدمت) تقسیم میشوند که این جامعیت، مدلهای ریسک چندعاملی را پشتیبانی میکند. با این حال، کمبود متغیرهای روانشناختی در این مطالعات، ضرورت انجام تحقیقات یکپارچه را نمایان میسازد. ابزارهای استفاده شده در این مطالعات اغلب شامل پرسشنامهها نظیر FMS، پایگاههای داده پزشکی مانند ICD10.9 به کار رفتهاند و ابزارهای بیومکانیکی از جمله دینامومتر است. این ابزارها به سه دسته اصلی تقسیم میشوند: بالینی که معاینه فیزیکی را در 60% موارد شامل میشود، آماری که به استفاده از نرمافزار SPSS مربوط است، و عملکردی که شامل آزمونهای پرش است. این دستهبندی نشاندهنده پیشرفت از ابزارهای ساده به ابزارهای دیجیتال است که دقت ارزیابیها را افزایش میدهد، اما نیاز به استانداردسازی برای مقایسه بین مطالعات مختلف را نیز تأکید میکند. مطالعات مختلف نشان میدهند که شیوع آسیبها در جمعیتهای بررسی شده، به طور عمده بین 12تا 68%متغیر است و این آسیبها به ویژه در زنان و کارکنان تازهاستخدام [20، 21] با خطر بیشتری همراه هستند. همچنین شواهد حاکی از آن است که اجرای تمرینهای هدفمند میتواند به کاهش این خطر کمک کند. نتایج این تحقیقات به سه دسته اصلی تقسیم میشوند: اپیدمیولوژیک [4] که به بررسی شیوع آسیبها میپردازد، پیشبینیکننده [44] که عوامل خطر را شناسایی میکند و پیشگیری [23]که تأثیر مداخلات در کاهش آسیبها را بررسی میکند. این دستهبندیها نشاندهنده اثر مثبت مداخلات هستند، اما وجود تناقض در شدت آسیبها، که از خفیف تا شدید متغیر است، ضرورت انجام مطالعات طولی برای ارزیابی بلندمدت را برجسته میکند. توضیحات موجود در مقالات بیشتر بر پیشگیری [12] و عوامل خطر [19] متمرکز است و پیشنهاداتی نظیر غربالگری و استفاده از تجهیزات مناسب ارائه شده است. این پیشنهادات به دو بخش تقسیم میشوند: عملی که شامل 70% از موارد پیشگیری است و تحقیقاتی که نیاز به مطالعات بیشتر را در 30%از موارد نشان میدهد. همچنین محدودیتهایی مانند ثبت ناقص آسیبها [9] که در برخی مقالات به آن اشاره شده است، نشاندهنده نیاز به بهبود سیستمهای نظارت است. در نهایت، این تحلیل الگوهای غالب آسیبهای ناشی از استفاده بیشاز حد در اندام تحتانی را مشخص میکند و بر پیشگیری بر پایه شواهد تأکید دارد. به همین دلیل توصیه میشود که تحقیقات آینده بر جمعیتهای متنوعتر و مداخلات یکپارچه تمرکز کنند تا بتوانند نرخ ترک خدمت و هزینهها را کاهش دهند. این تحلیل جامع از آسیبهای اسکلتی-عضلانی در جمعیتهای نظامی، روندها، عوامل خطر و پیشنهادهای پیشگیری را بر اساس مقالات علمی بررسی کرده است. نتایج نشان میدهد که شیوع این آسیبها بهویژه در زنان و کارکنان تازهاستخدام بالاست و اجرای تمرینهای هدفمند میتواند به کاهش خطر کمک کند. همچنین تمرکز بر مطالعات اخیر و تنوع تخصصها در نویسندگان، اهمیت همکاریهای بینالمللی را نمایان میسازد. با این حال، تعداد زیاد تحقیقات غربی ممکن است به محدودیت تعمیمپذیری به جمعیتهای غیرغربی منجر شود. در نهایت نیاز به انجام مطالعات طولی و یکپارچهسازی ابعاد روانشناختی در تحقیقات آینده برای بهبود پیشگیری و کاهش آسیبها ضروری به نظر میرسد.
همه نویسندگان در ایدهپردازی، اجرا و نگارش اولیه مقاله و بازنگری آن سهیم بودهاند و با تأیید نهایی، مسئولیت دقت و صحت مطالب مندرج در این مقاله میپذیرند.