نوع مطالعه: تحقیقی |
موضوع مقاله: طب بحران دریافت: 1404/10/13 | ویرایش نهایی: 1404/11/23 | پذیرش: 1404/11/27 | انتشار: 1405/2/1
متن کامل فارسی: (78 مشاهده)
مقدمه
سالمندی یک فرآیند تدریجی و مداوم از تغییرات طبیعی است که از اوایل بزرگسالی آغاز میگردد. بسیاری از ظرفیتهای عملکردی بدن با ورود به دوره میانسالی، روندی نزولی و تدریجی را تجربه میکنند. با افزایش سن، احتمال ابتلای همزمان فرد به چندین بیماری افزایش مییابد [1]. ازبارزترین معضلات سلامتی در دوران سالمندی، اختلالات اسکلتیـعضلانی، بهویژه استئوآرتریت[1]، است. استئوآرتریت شایعترین اختلال مفصلی و از عوامل اصلی ناتوانی در این گروه سنی به شمار میرود که با ایجاد درد و کاهش عملکرد فیزیکی، کیفیت زندگی تحت تأثیر قرار داده و در نتیجه استقلال فردی را محدود میکند [4-2]. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، بیش از ۳۴۳ میلیون نفر در سراسر جهان به شکلی از این بیماری مبتلا هستند [5]. در میان سالمندان، این عارضه بهویژه مفاصل تحملکننده وزن، مانند مفصل زانو را تحت تأثیر قرار میدهد. شایان ذکر است که شیوع این بیماری در زنان بهمراتب بیشتر از مردان است، بهویژه پس از دوران یائسگی که این امر میتواند بیانگر تأثیرات بالقوه عوامل هورمونی و عوامل مرتبط با تولیدمثل باشد [5، 6]. استئوآرتریتزانو (KOA)[2] یک بیماری دژنراتیو و پیشرونده است [7] که مفاصل متحرک را درگیر میکند [8]. این بیماری ماهیتی پیچیده و چندعاملی دارد و نتیجه تعامل عوامل مکانیکی، التهابی و متابولیکی است [9].KOA اختلال غیرالتهابی مفصلی است که با تخریب تدریجی غضروف مفصلی و تشکیل استخوان جدید در سطح و حاشیه مفاصل درگیر مشخص میگردد [3].سازوکارهای دخیل در پاتوفیزیولوژی استئوآرتریت شامل فعالسازی مسیرهای پیشالتهابی ایمنی ذاتی و بهدنبال آن بروز تغییرات آناتومیکی و فیزیولوژیکی است. این تغییرات با تخریب غضروف، بازسازی استخوان، تشکیل استئوفیتها، التهاب مفصل و کاهش عملکرد طبیعی مفصل همراه هستند [8]. اگرچه درگیری اولیه بیماری در غضروف مفصلی مشاهده میشود، اما با پیشرفت بیماری، سایر ساختارهای مفصل از جمله غشای سینوویال، استخوان زیرغضروفی، رباطها، کپسول مفصلی و عضلات اطراف مفصل نیز تحت تأثیر قرار میگیرند [4، 10]. علاوه بر تغییرات ساختاری مفصل، بیماران مبتلا به KOA از طیف گستردهای از پیامدهای خارج مفصلی نظیر خستگی، افسردگی، اضطراب، ترس از حرکت، کاهش سطح فعالیت بدنی و ضعف عضلات رنج میبرند که این عوامل در مجموع منجر به اختلال عملکرد، ناتوانی و کاهش قابلتوجه کیفیت زندگی میشود [10]. شواهد نشان میدهد ضعف عضلانی در بیماران مبتلا به KOA شایع است [11]. مطالعات متعددی قدرت عضلات اندام تحتانی را در این بیماران بررسی کرده و کاهش قدرت گروههای عضلانی ابداکتور ران و همچنین عضلات خمکننده و بازکننده زانو را گزارش کردهاند [12].از ارکان اصلی دستورالعملهای درمانی این بیماری، بهبود قدرت عضلات است [11]. علاوه بر ضعف عضلانی، درد و ناپایداری زانو از شایعترین شکایات بیماران مبتلا به KOA محسوب میشوند که نقش مهمی در محدودیت عملکردی و کاهش کیفیت زندگی دارند. درد مزمن زانو نهتنها موجب کاهش فعالیت بدنی و اجتناب از حرکت میشود، بلکه میتواند از طریق مهار عصبی عضله به تشدید ضعف عضلانی منجر گردد و یک چرخه معیوب درد و کاهش عملکرد ایجاد کند. از سوی دیگر، ناپایداری ادراکی زانو که اغلب به صورت احساس لغزش یا خم شدن ناگهانی مفصل گزارش میشود، با اختلال در کنترل عصبی-عضلانی و کاهش قدرت عضلات اطراف مفصل ارتباط دارد و میتواند خطر زمینخوردگی و ناتوانی را در سالمندان افزایش دهد [13]. با توجه به ارتباط متقابل بین ضعف عضلانی، درد و ناپایداری مفصل، به نظر میرسد مداخلات تمرینی که همزمان بر تقویت عضلات و بهبود کنترل عصبی-عضلانی تمرکز دارند، بتوانند در بهبود این پیامدهای بالینی مؤثر باشند. مدیریت درمان KOA شامل رویکردهای دارویی، غیردارویی و جراحی است که بیشتر بر کاهش درد، بهبود عملکرد فیزیکی و ارتقای کیفیت زندگی تمرکز دارند [3، 14]. اگرچه داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی و تزریقات داخل مفصلی رایج هستند، مصرف طولانیمدت آنها با عوارض جانبی جدی از جمله مشکلات گوارشی، قلبی-عروقی و کلیوی همراه است [15، 16]. جراحی تعویض کامل مفصل تنها در موارد بسیار شدید انجام میشود و علاوه بر خطرات جراحی، بار اقتصادی قابل توجهی بر بیماران و سیستم بهداشت تحمیل میکند [14، 17]. ورزش مداخلهای است غیرتهاجمی، ایمن و مقرونبهصرفه که در حفظ عملکرد عضلات و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به KOA نقش کلیدی دارد [3، 16]. بهویژه تقویت عضلات اطراف مفصل، از جمله عضلات ران و زانو، اهمیت بالایی دارد؛ چرا که ضعف عضلانی مفصل را در برابر آسیب مستعدتر کرده و خطر کاهش عملکرد فیزیکی را افزایش میدهد [3، 18]. هدف ورزشدرمانی، بهبود قدرت عضلات اندام تحتانی، کنترل عصبی-حرکتی و حفظ دامنه حرکتی مفصل است [11، 19]. پروتکلهای متنوعی شامل تمرینات مقاومتی، تمرینات قدرتی و کنترل عصبی-عضلانی در توانبخشی آرتروز استفاده میشوند [7، 20، 21]. با این حال، مطالعات پیشین بیشتر بر یک روش خاص تمرکز داشته و مقایسه جامع روشها محدود بوده است [19، 21]. از آنجا که اثرات تمرینات قدرتی موجود در بهترین حالت، متوسط گزارش شده است [18]، نیاز به رویکردهای جامعتر و ترکیبی احساس میشود. تمرینات چندجزئی که شامل ترکیب عناصر قدرتی، تعادلی و کنترل ذهن-بدن باشند، میتوانند مزایای بیشتری نسبت به تمرینات تکجزئی در بهبود قدرت عضلات اطراف مفصل ارائه دهند. در این راستا، تمرینات بادیبالانس، سیستم تمرینی جدید و کلنگر است که تاکنون در مطالعات بسیار محدودی بررسی شده است [22]. بنابر دانسته محقق هیچ گزارش کامل منتشرشدهای از نتایج کارآزماییهای بالینی تمرینات بادیبالانس در بیماران مبتلا به KOA یافت نشد. از اینرو این مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی این رویکرد چندجزئی در مقایسه با گروه کنترل انجام شد. این مطالعه اولین ارزیابی عملی در جمعیت خاص زنان یائسه ایرانی با KOA است که عوامل فرهنگی، هورمونی و دسترسی به برنامههای گروهی را در نظر گرفته و بر بهبود قدرت عضلانی و ناپایداری زانو و کاهش درد تمرکز دارد.
روش بررسی
این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با دو گروه تجربی و کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل زنان سالمند مبتلا به KOAدر رده سنی 60 تا 75 سال در مرکز توانبخشی سالمندان شهر زنجان بود.60 نفر از سالمندان با ارزیابی پزشک متخصص ارتوپد و بر اساس شاخصهای انجمن روماتولوژی آمریکا غربالگری شدند. این افراد با اخذ رضایتنامه کتبی در پژوهش شرکت کردند. معیارهای ورود به پژوهش برای آزمودنیها شامل زنان سالمند در رده سنی بین 60 تا 75 سال مبتلا به KOAدرجه دو یا سه مطابق درجهبندی کلگرن و لارنس در یک یا دو زانو، درد مزمن در زانو در سه ماه گذشته، عدم تزریق هر گونه دارو درون مفصل یا انجام فیزیوتراپی و فعالیت ورزشی در شش ماه گذشته، عدم ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی یا تنفسی، عدم وجود آسیب شدید در اندام تحتانی یا شکستگی استخوان بود. معیارهای خروج نیز شامل غیبت مستمر، مصرف داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی و مسکن در طول پژوهش، تشدید درد و علایم بیماری در طول دوره اجرای تمرینات بود. طبق محاسبات نرمافزار G*Power با در نظر گرفتن اندازه اثر متوسط، حداقل حجم نمونه آزمودنیها 40 نفر برآورد شد [23]. آزمودنیها براساس پنهانسازی تخصیص تصادفی به روش SNOSE[3] به دو گروه 20 نفره کنترل و تمرین تقسیمبندی شدند (شکل 1).
اندازهگیریها
قدرت ایزومتریک عضلات پا با استفاده از دینامومتر دستی (MMT)[4]محصول شرکت نورثکاست[5] ساخت کشور آمریکا اندازهگیری گردید. این عضلات شامل فلکسور و اکستنسورهای زانو، فلکسور و اکستنسورها و ابداکتورهای ران بود که از شایعترین عضلات درگیر در KOA هستند. دو تلاش با حداکثر قدرت به مدت پنج ثانیه برای هر گروه عضلانی انجام شد. برای جلوگیری از اثر خستگی عضلانی دوره استراحت 30 ثانیهای بین هر تکرار و استراحت دو دقیقهای بین ارزیابی هر گروه عضلانی در نظر گرفته شد. قبل از ارزیابی اصلی با هر گروه عضلانی، برای آشنایی با روند اجرای آزمون و نیز گرمکردن آزمودنی، یک یا دو تلاش تمرینی با انقباض زیربیشینه صورت گرفت. برای ایجاد ثبات کافی و کاهش حرکت در حین آزمون، از نوار استفاده شده است. برای اندازهگیری قدرت عضلات، دینامومتر را به صورت عمودی و محکم در برابر اندام نگه داشته و از آزمودنی خواسته شد تا به تدریج بیشترین نیرو را اعمال کند. وضعیت قرارگیری آزمودنی و دینامومتر برای اندازهگیری قدرت عضلانی به شرح زیر بود: برای ارزیابی قدرت عضلات فلکسور زانو، آزمودنی در وضعیت نشسته قرار گرفت، زاویه شروع مفصل زانو ۹۰ درجه خمیدگی بود، لگن و ران با نوار ثابت شدند و پد مقاومت دینامومتر در پشت ساق پا، در پنج سانتیمتری نزدیک به قوزک خارجی قرار گرفت. در ارزیابی قدرت عضلات اکستنسور زانو، آزمودنی وضعیت نشسته را با خمیدگی زانو در زاویه ۹۰ درجه حفظ کرده و همچنین لگن و ران بهوسیله نوار ثابت گردید و پد مقاومت در جلوی درشتنی و با فاصله پنج سانتیمتری نزدیک به قوزک پا قرار گرفت. در اندازهگیری قدرت عضلات فلکسورهای ران، آزمودنی در وضعیت نشسته بود و زانو به طور کامل خم شده و موازی با سطح زمین قرار داشت؛ لگن ثابت شد و پد مقاومت در جلوی ران، با فاصله سه سانتیمتر نزدیک به کشکک زانو اعمال شد. برای اندازهگیری قدرت عضلات اکستنسور ران، آزمودنی به وضعیت خوابیده به شکم قرار گرفت، زاویه خمیدگی زانو بین ۶۰ تا ۹۰ درجه بود، تنه و لگن با نوار ثابت شدند و پد مقاومت در قسمت خلفی ران، دو سانتیمتر بالاتر از چین پوپلیتئال قرار گرفت. در نهایت، برای اندازهگیری قدرت عضلات ابداکتور ران، آزمودنی در وضعیت خوابیده به پهلو قرار گرفت در حالیکه ران کمی خم شده بود، لگن ثابت گردید و پد مقاومت در سمت خارجی ران، در فاصله پنج سانتیمتری نزدیک به زانو اعمال شد [24]. شدت درد با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری [6](VAS) اندازهگیری شد. این مقیاس یک خط کش۱۰ سانتیمتری دارد که صفر نشاندهنده «عدم درد» و ۱۰ نشاندهنده «شدیدترین درد قابل تصور» است. شدت درد زانو برای هر شرکتکننده در دو زمان پیشآزمون و پسآزمون ثبت شد [25]. ناپایداری زانو به صورت خوداظهاری با استفاده از مقیاس عددی ۶ مرحلهای فیتزجرالد[7] و همکاران ارزیابی شد. این مقیاس شامل پنج سؤال مرتبط با فعالیتهای روزمره شامل راه رفتن، بالا رفتن از پله، تغییر جهت ناگهانی، ایستادن طولانی و بلند شدن از صندلی بود و شرکتکنندگان فرکانس احساس لغزش، خم شدن ناگهانی یا جابهجایی زانو را در هر فعالیت از صفر (= هرگز) تا ۵ (= همیشه) ثبت کردند. دادههای پیشآزمون و پسآزمون برای تحلیل تغییرات ناشی از مداخله استفاده گردید [13].
پروتکل تمرین
آزمودنیهای گروه تمرینی به مدت 12 هفته برنامه تمرینی ساختارمند 60 دقیقهای بادیبالانس را اجرا نمودهاند. هر جلسه تمرین بادیبالانس از سه بخش گرم کردن (10دقیقهای)، تمرینات اصلی (40 دقیقهای شامل تمرینات ثبات مرکزی، تعادلی، قدرتی و انعطافپذیری) و سرد کردن و مدیتیشن (10دقیقهای) طراحی گردید. تمرینات مذکور از سطح پایه شروع شده و مقیاس درک فشار بورگ توسط آزمودنیها به منظور رعایت اصل اضافه بار و تنظیم فشار تمرین در پایان جلسه سوم هر هفته، تکمیل شد [26]. تمرینات منتخب بادیبالانس به تفکیک زنجیره، زمان، ریشه تمرینات و اجزای هر زنجیره در جدول 1 آمده است. در طول اجرای پژوهش آزمودنیهای گروه کنترل هیچ برنامه ورزشی دریافت نکردند و روال فعالیتهای روزانه خود را ادامه دادند.
ملاحظات اخلاقی
این مطالعه با رعایت اصول بیانیه هلسینکی اجرا شد. تمامی شرکتکنندگان پیش از ورود به مطالعه رضایتنامه آگاهانه کتبی را امضا کردند. به شرکتکنندگان توضیح داده شد که شرکت در پژوهش اختیاری است و میتوانند هر زمان بدون تأثیر بر مراقبتهای معمول، از مطالعه انصراف دهند. جلسات تمرینی توسط افراد واجد صلاحیت هدایت و شرایط ایمنی رعایت شد. اطلاعات شخصی شرکتکنندگان محرمانه نگهداری و دادهها بهصورت کدگذاریشده ذخیره شدند و دسترسی به آنها محدود به اعضای تیم تحقیق بود. گروه کنترل از مراقبتهای استاندارد برخوردار بود و در صورت اثبات اثربخشی مداخله، ارائه آن به این گروه پس از پایان مطالعه مدنظر قرار گرفت. محققان خلاصهای از نتایج مطالعه را برای شرکتکنندگان فراهم کردند.
تجزیه و تحلیل آماری
محاسبات دادههای خام و تجریه و تحلیل آماری، در نرمافزار SPSS نسخه 26 و در سطح معنیداری 0.05p< انجام شد. از آزمون شاپیرو-ویلک برای تأیید نرمال بودن استفاده شد. با توجه به انتخاب طرح پیشآزمون-پسآزمون با دو گروه تجربی و کنترل، از آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری برای آزمودن فرضیههای پژوهش استفاده شد.
اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق در پیشآزمون و پسآزمون برای گروههای تمرین و کنترل در جدول 3 ارائه شده است. همانطور که در جدول مشاهده میشود، تغییرات قدرت عضلات در دو نوبت اندازهگیری در هر دو گروه قابل مشاهده است، با این حال الگوی تغییرات در گروه تمرین و کنترل یکسان نیست. نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیریهای تکراری نشان داد که اثر متقابل زمان×گروه برای قدرت تمامی عضلات اندام تحتانی شامل فلکسور و اکستنسورهای زانو و ران و همچنین ابداکتور ران معنادار است (0.001p<). بهطور مشخص، تغییرات ایجادشده در قدرت عضلات در طول زمان، وابسته به نوع مداخله بوده و بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری در قدرت عضلات مورد بررسی نشان داده است. بررسیهای بیشتر نشان داد که در گروه تمرین، قدرت فلکسور و اکستنسورهای زانو و ران از پیشآزمون تا پسآزمون افزایش قابل توجهی داشته است، در حالی که در گروه کنترل تغییرات اندک و غیرمعناداری مشاهده شد (جدول 3). بهطور مشخص، بیشترین میزان افزایش قدرت در گروه تمرین مربوط به اکستنسورهای ران و اکستنسورهای زانو بود. همچنین درد و ناپایداری زانو نیز در گروه تمرین کاهش، درحالی که در گروه کنترل تغییر معناداری نداشت.
در خصوص قدرت فلکسورهای زانو، گروه تمرین از پیشآزمون تا پسآزمون افزایش 31.35% را نشان داد، در حالی که در گروه کنترل کاهش 2.09% مشاهده شد. این تفاوت با مقدار 83.98 F= و اندازه اثر 0.68η²= معنادار بود. برای اکستنسورهای زانو، گروه تمرین افزایش 33.09% را در قدرت عضلات از پیشآزمون تا پسآزمون نشان داد، در حالی که در گروه کنترل تنها افزایش 3.16% مشاهده شد. اثر متقابل زمان در گروه برای این متغیر نیز معنادار بود. در مورد قدرت فلکسورهای ران، گروه تمرین افزایش معناداری به میزان 31.11% داشت، در حالی که در گروه کنترل تنها تغییر خفیفی به میزان 1.65% مشاهده شد که این تفاوت هم معنادار بود. همچنین، قدرت اکستنسورهای ران در گروه تمرین افزایش قابل توجه 31.42% داشت، در حالی که در گروه کنترل کاهش 9.37% مشاهده شد. نتایج تحلیل آماری برای این متغیر نشاندهنده اثر متقابل معنادار زمان در گروه با مقدار 169.59F= و اندازه اثر بسیار بالا (0.81η²=) بود. در مورد عضلات ابداکتور ران نیز، نتایج نشان داد که افزایش قدرت در گروه تمرین بهمراتب بیشتر از گروه کنترل بوده است. همانگونه که درجدول 3 مشاهده میشود، قدرت ابداکتورهای ران در گروه تمرین از پیشآزمون تا پسآزمون افزایش قابلتوجهی (27.49%) داشته، در حالی که در گروه کنترل تنها افزایش جزئی (2.96%) مشاهده شده است. نتایج مقایسه بینگروهی در پسآزمون نیز وجود تفاوت معنادار بین دو گروه را تأیید کرد (82.02 F= و 0.68η²= و 0.001p<).به همین ترتیب، ناپایداری زانو درگروه تمرین از پیشآزمون تا پسآزمون کاهش 9.85% را نشان داد، در حالی که در گروه کنترل افزایش 5% مشاهده شد کهاین تفاوت با معنادار بود (0.017p=).همچنین درد زانو درگروه تمرین از پیشآزمون تا پسآزمون کاهش 42% را نشان داد، در حالی که در گروه کنترل افزایش 3.73% مشاهده شد. این تفاوت نیز معنادار بود (0.001p<). (جدول 3)
بحث و نتیجهگیری
مطالعات اخیر نشان میدهند که قدرت عضلانی یکی از مؤلفههای کلیدی سلامت عضله است و با وجود و شدت KOA در بزرگسالان مسن ارتباط نزدیکی دارد [27].KOA بیماری چندساختاری است که تنها به غضروف مفصلی محدود نمیشود و عملکرد عضلات اطراف مفصل نیز نقش مهمی در وضعیت مفصل ایفا میکند. از آنجا که قدرت عضلانی برخلاف بسیاری از مؤلفههای درونمفصلی یک عامل قابل تعدیل است، میتواند هدف مناسبی برای مداخلات تمرینی باشد. ضعف عضلانی از طریق کاهش پایداری مفصل، تغییر الگوی بارگذاری و اختلال در کنترل حرکتی، میتواند به افزایش بار مکانیکی مفصل زانو و تسریع پیشرفت بیماری منجر شود [28،29]. یافتههای این پژوهش نشان داد که تمرینات بادیبالانس موجب بهبود معنادار قدرت عضلات اندام تحتانی در زنان سالمند مبتلا به KOA شد. این نتایج با مطالعات قبلی در حوزه تمرینات ذهن-جسم همسو است که افزایش قدرت عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی را در این بیماران گزارش کردهاند. یکی از بارزترین اختلالات عصبی-عضلانی در افراد مبتلا به KOA، کاهش قدرت عضلات مسئول خم و باز شدن زانو، بهویژه ضعف عضله چهارسر ران است که با افزایش خطر زمینخوردن، محدودیتهای عملکردی و ناتوانی همراه است. شواهد نشان دادهاند که افزایش قدرت چهارسر ران میتواند از طریق بهبود جذب نیروهای وارده و تعدیل بارگذاری مکانیکی، به کاهش درد و کند شدن روند پیشرفت KOA کمک کند [30]. چهارسر ران و همسترینگ با ایجاد یک الگوی همانقباضی، نقش مهمی در حفظ پایداری مفصل زانو در فعالیتهای استاتیک و دینامیک ایفا میکنند. کاهش قدرت و استقامت این عضلات میتواند با افزایش خستگی عضلانی، نقص در حس عمقی و کاهش کنترل عصبی-عضلانی همراه باشد [31، 32]. در همین راستا، میناکشی[8] و همکاران نشان دادند که تمرینات پیلاتس از طریق مؤلفههای ایزومتریک، با افزایش فراخوانی واحدهای حرکتی و کاهش مهار عضلانی اطراف مفصل زانو، منجر به بهبود معنادار قدرت عضلات فلکسور و اکستنسور زانو میشود [33]. همچنین، تمرینات تایچی مداخلات کمفشار و ایمنی است که موجب افزایش قدرت عضلانی و کاهش درد در سالمندان مبتلا به KOAشدهاند [30]. یکی از یافتههای پژوهش حاضر، بهبود قدرت عضلات ران (فلکسورها، اکستنسورها و ابداکتورها) در کنار عضلات زانو بود. شواهد نشان میدهد که ضعف عضلانی در اKOAمحدود به عضلات اکستنسور زانو نیست و عضلات پروگزیمال اندام تحتانی نیز دچار کاهش قدرت میشوند. افزایش قدرت عضلات اکستنسور زانو و ابداکتور ران با اثرات محافظتی در برابر افت عملکردی و پیشرفت علائم بیماری همراه گزارش شده است و این ضعفها حتی در موارد درگیری یکطرفه مفصل، اغلب بهصورت دوطرفه مشاهده میشوند [24]. ضعف عضلات دورکننده ران با اختلال در پایداری لگن، تغییر مکانیک راه رفتن و افزایش بارگذاری مفصل زانو مرتبط است [34]. تقویت این عضلات میتواند با بهبود کنترل حرکتی لگن، کاهش گشتاور آداکشن و تعدیل بارگذاری مفصل، به بهبود عملکرد فیزیکی و کاهش درد کمک کند. نتایج مطالعه حاضر با یافتههای بویوکییلماز[9] و همکاران همخوانی دارد که نشان دادند تمرینات زنجیره حرکتی بسته و تمرینات تعاملی مبتنی بر نینتندووی[10] هر دو موجب بهبود قدرت عضلات زانو و ران و عملکرد زانو میشوند و نوع بستر تمرین نقش تعیینکنندهای در میزان افزایش قدرت ندارد [35]. از منظر سازوکار، تمرینات بادیبالانس با تأکید بر تعادل، انتقال کنترلشده وزن بدن و هماهنگی حرکات تنه و اندام تحتانی، مستلزم فعالسازی مداوم عضلات ران برای تثبیت لگن و کنترل حرکات مفصل ران است. این درگیری میتواند از طریق بهبود هماهنگی عصبی-عضلانی و افزایش فراخوانی واحدهای حرکتی، به افزایش قدرت عضلات فلکسور و اکستنسور ران منجر شود. با توجه به محدود بودن مطالعاتی که بهطور مستقیم به بررسی این عضلات پرداختهاند، یافتههای مطالعه حاضر میتواند تأییدکننده نقش تمرینات بادیبالانس در تقویت عضلات اندام تحتانی باشد. نتایج مطالعه حاضر همچنین نشان داد که تمرینات بادیبالانس موجب کاهش معنادار شدت درد و بهبود ناپایداری زانو در زنان سالمند مبتلا به KOAشد. کاهش درد مشاهده شده میتواند به چند سازوکار فیزیولوژیک نسبت داده شود: تقویت عضلات فلکسور و اکستنسور زانو و ابداکتور ران باعث افزایش حمایت فعال از مفصل زانو میشود و بار مکانیکی روی غضروف و ساختارهای حساس مفصلی را کاهش میدهد که این امر از تحریک درد جلوگیری میکند. علاوه بر این، تمرینات بادیبالانس موجب بهبود تعادل و کنترل عصبی-عضلانی میشوند که میتواند پاسخهای محافظتی مفصل را تقویت کرده و احساس لغزش یا خم شدن ناگهانی زانو را کاهش دهد. یافتههای اخیر نشان دادهاند که ورزش باعث کاهش التهاب مفصل، بهبود عملکرد عضلانی و تعدیل پاسخهای درد عصبی میشود و در بیماران استئوآرتریت اثر ضد درد و بهبود کیفیت عملکرد روزمره دارد [25]. این یافتهها با نتایج مطالعات قبلی همسو هستند؛ فیتزجرالد و همکاران نشان دادند که ناپایداری زانو با عملکرد ضعیف و ضعف عضلانی در استئوآرتریت مرتبط است و تمرینات تقویتی و تعادلی میتوانند اثر مثبتی بر این پیامد عملکردی داشته باشند. همچنین مطالعات نشان دادهاند که تمرینات تعادلی و پایدارسازی مفصل میتوانند شدت درد را کاهش دهند و کیفیت عملکرد روزمره را بهبود بخشند [25] بنابراین، ترکیب تمرینات تقویتی و تعادلی در قالب بادیبالانس، با تقویت عضلات پشتیبان و بهبود کنترل عصبی-عضلانی، میتواند به کاهش درد و بهبود ناپایداری زانو کمک کند. از جمله محدودیتهای مطالعه حاضر میتوان به بررسی نمونهای شامل زنان سالمند مبتلا به KOAاشاره کرد که تعمیمپذیری نتایج را به سایر گروههای سنی و مردان محدود میسازد. همچنین در این پژوهش درد، ناپایداری زانو و قدرت ایزومتریک عضلات اندام تحتانی ارزیابی شد و متغیرهای عملکردی دیگر مانند فعالیت الکترومیوگرافی و پارامترهای عملکردی راه رفتن مورد بررسی قرار نگرفتند. مدت زمان مداخله تمرینی نیز کوتاه بود و امکان بررسی اثرات بلندمدت تمرینات بادیبالانس فراهم نشد. علاوه بر این، یکی از محدودیتهای این مطالعه، عدم مقایسه مستقیم پروتکل بادیبالانس با یک رویکرد تمرینی تکجزئی (مانند تمرینات قدرتی ساده) است. این طراحی اجازه داد تا اثربخشی رویکرد نوین چندجزئی بادیبالانس در مقایسه با گروه کنترل ارزیابی شود، اما ممکن است سؤالاتی در مورد برتری آن نسبت به روشهای تکجزئی مطرح کند. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده، اثر این نوع تمرینات در دورههای زمانی طولانیتر، در جمعیتهای متنوعتر و همراه با ارزیابی پیامدهای عملکردی و بالینی مورد بررسی قرار گیرد. همچنین، گروهبندیهایی شامل گروه کنترل با تمرین تکجزئی و گروه تجربی با بادیبالانس انجام شود تا مقایسه جامعی بین رویکردهای تکجزئی و چندجزئی فراهم آید و اثرات نسبی آنها بر قدرت عضلانی و کاهش درد در بیماران مبتلا به KOAبررسی گردد. یافتههای این مطالعه نشان داد که تمرینات بادیبالانس به طور معناداری موجب افزایش قدرت عضلات فلکسور و اکستنسور زانو و ران و همچنین عضلات ابداکتور ران در زنان سالمند مبتلا به KOAشد.بهعلاوه، این مداخله با کاهش شدت درد و بهبود ناپایداری زانو همراه بود. به نظر میرسد افزایش قدرت عضلانی و بهبود کنترل عصبی-عضلانی ناشی از این تمرینات، حمایت فعال مفصل را تقویت کرده و از طریق کاهش بار مکانیکی و بهبود ثبات مفصل، به کاهش علائم بالینی کمک میکند. در نتیجه، تمرینات بادیبالانس میتواند عملکرد فیزیکی را بهبود بخشیده، خطر ناتوانی را کاهش دهد و روشی ایمن، غیرتهاجمی و مؤثر در برنامههای توانبخشی سالمندان مبتلا به KOAباشد. با این حال، با توجه به محدودیتهای مطالعه، انجام پژوهشهای بیشتر برای بررسی اثرات طولانیمدت و ارزیابی این مداخله در جمعیتهای گستردهتر توصیه میشود.
تشکر و قدردانی
این تحقیق زیر نظر کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه بوعلی سینا با کد IR.BASU.REC.1401.022 به تصویب رسیده است و در سامانه کارآزمایی بالینی ایران با کد IRCT20230101057015N1 ثبت شده است. بدین وسیله از تمامی سالمندان مراکز آموزشی توانبخشی سالمندان بنیان پاک و مهرگان و نیز تمامی افرادی که در انجام پژوهش حاضر ما را یاری نمودند، صمیمانه تشکر مینماییم.
در تحقیق حاضر جمعآوری دادهها و نگارش اولیه مقاله را نویسنده اول و ایدهپردازی، مفهومسازی، تجزیه و تحلیل دادهها، و ویرایش مقاله را نویسنده دوم انجام داده است. نویسنده سوم نیز در ایدهپردازی و ویرایش مقاله نقش داشته است. همه نویسندگان با تأیید نهایی مقاله حاضر مسئولیت دقت و صحت مطالب مندرج در آن را میپذیرند.
Safarpour P, Saki F, Youzbashi L. Effects of a bodybalance training program on pain, knee instability, and hip and knee muscle strength in older women with knee osteoarthritis. EBNESINA 2025; 27 (3) :55-68 URL: http://ebnesina.ajaums.ac.ir/article-1-1432-fa.html
صفرپور پروین، ساکی فرزانه، یوزباشی لیلا. تأثیر تمرینات بادیبالانس بر درد، ناپایداری زانو و قدرت عضلات ران و زانو در زنان سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو. ابن سينا. 1404; 27 (3) :55-68