[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
اخلاق در پژوهش::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نمایه ها










     
 
..
:: دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 ) ::
جلد 27 شماره 3 صفحات 10-5 برگشت به فهرست نسخه ها
تروما در زمان‌های عدم قطعیت؛ چارچوب‌های نظری و پیامدهای بالینی: سخن سردبیر
ارسیا تقوا*
گروه روانپزشکی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی آجا، تهران، ایران ، drarsiataghva@irimed.org
واژه‌های کلیدی: -
متن کامل [PDF 1347 kb]   (100 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (173 مشاهده)
نوع مطالعه: سخن سردبیر | موضوع مقاله: طب بحران
پذیرش: 1405/6/5 | انتشار: 1404/7/1
متن کامل فارسی:   (90 مشاهده)

تعاریف کلاسیک تروما، به طور عمده بر مواجهه با یک رویداد گسسته، ناگهانی و تهدیدکننده (مانند مرگ، آسیب جدی یا خشونت) متمرکز بوده‌اند که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ‏(DSM-‏5)‏ نیز منعکس است. با این حال، تحولات معاصر در سطح جهانی، از جمله همه‌گیری‌ها، بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیک، و بحران‌های اقلیمی، پارادایم آسیب‌شناسی روانی را به چالش کشیده است. امروزه پژوهشگران با پدیده‌ای به نام «تروما و عدم قطعیت»[1] مواجه‌ هستند. در این شرایط، خودِ «بلاتکلیفی» و فقدان افق زمانی مشخص، عامل آسیب‌زای مداومی است که و ساز و کارهای مقابله‌ای فردی و اجتماعی را فرسوده می‌سازد. وضعیتی که در آن، خودِ رویداد مخرب هنوز رخ نداده یا پایان نیافته، اما سایه سنگین آن، تمام لحظات حال را تسخیر کرده است.
درک تروما در روزگار عدم قطعیت نیازمند تکیه بر چند سازه کلیدی در روان‌شناسی بالینی و علوم اعصاب است:
۱. فقدان مبهم[2]: پائولین باس[3] در سال ‏1999‏ این مفهوم را برای توصیف فقدانی به کار برد که وضوح یا بسته‌شدن[4] ندارد (مانند ناپدید شدن افراد یا تغییرات بنیادین و بدون امکان بازگشت در زندگی‏).‏ فقدان مبهم، فرآیند سوگواری طبیعی را مختل کرده و منجر به «سوگ منجمد»[5] و علائم شبه‌تروماتیک می‌شود، زیرا ذهن نمی‌تواند رویداد را پردازش و بایگانی کند [1].
۲. عدم تحمل بلاتکلیفی[6]: داگاس و همکاران[7] عدم تحمل بلاتکلیفی را سوگیری شناختی بنیادین تعریف می‌کنند که در آن فرد، احتمال وقوع رویداد منفی را فارغ از احتمال واقعی آن، غیرقابل پذیرش و تهدیدکننده می‌پندارد [2]. در شرایط بی‌ثباتی سیستماتیک، عدم تحمل بلاتکلیفی به مانند آسیب‌پذیری شناختی عمل کرده و با فعال‌سازی بیش‌ازحد شبکه‌های هشدار مغز، علائم اضطراب فراگیر و تروما را تشدید می‌کند.
۳. بار آلواستاتیک[8]: از دیدگاه عصب‌زیست‌شناسی، مواجهه مزمن با عدم قطعیت منجر به فعال‌سازی طولانی‌مدت محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال می‌شود. مک‌یوئن[9] این پدیده را «بار آلواستاتیک» می‌نامد؛ یعنی فرسایش فیزیولوژیک و روانی ناشی از تلاش مداوم بدن برای حفظ تعادل در محیطی که به طور مزمن غیرقابل پیش‌بینی است. این فرسایش، زیربنای بسیاری از عوارض جسمانی و روانی مرتبط با ترومای مزمن است [3].
تروما در روزگار عدم قطعیت، صدای مهیب انفجار ندارد؛ بلکه صدای تیک‌تاک ساعتی است که عقربه‌هایش گیر کرده‌اند. این تروما خود را به شکل‌های پنهان نشان می‌دهد: در ناتوانی برای برنامه‌ریزی حتی برای ماه آینده، در بی‌حسی نسبت به اخبار، در خشم‌های ناگهانی و بی‌دلیل و در احساس عمیقِ «درماندگی آموخته‌شده»[10]. وقتی فرد یا جامعه‌ای احساس کند که کنترلی بر سرنوشت خود ندارد و برایش افق روشنی پیدا نباشد، انگیزه برای ساختن، تلاش کردن و امیدوار بودن به تدریج تحلیل می‌رود.
ترومای ناشی از بلاتکلیفی، تظاهرات بالینی متفاوتی نسبت به اختلال استرس پس از سانحه ‏(PTSD)[11] کلاسیک دارد. به جای مرورهای واضح از یک رویداد خاص، بیماران اغلب از احساسات مبهمِ درماندگی، بی‌حسی هیجانی[12] و نشخوار فکری درباره آینده گزارش می‌دهند. این وضعیت با مفهوم «درماندگی آموخته‌شده» همپوشانی دارد [4]، جایی که ادراکِ فقدان کنترل بر پیامدها، منجر به انفعال و کاهش انگیزه برای رفتارهای سازگارانه می‌شود.
در سطح کلان، ترومای جمعی ناشی از عدم قطعیت می‌تواند سرمایه اجتماعی را تحلیل ببرد. اعتماد نهادی و بین‌فردی که ستون فقرات تاب‌آوری جامعه است، در غیابِ ثبات و پیش‌بینی‌پذیری، به شدت آسیب‌پذیر می‌شود. خطرناک‌ترین جنبه این وضعیت، «عادی‌سازی» آن است. به‌ویژه در نسل جدیدی که «اضطراب» را نه یک بیماری، بلکه یک ویژگی شخصیتی و بخشی طبیعی از زندگی بشناسد. این پذیرشِ منفعلانه، بزرگترین تهدید برای سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که در بلاتکلیفی مدام غرق باشد، اعتمادش را به آینده، به نهادها و به یکدیگر از دست می‌دهد.
نخستین گام برای حل این معضل، به رسمیت شناختن این واقعیت است که «عدم قطعیت» خود یک آسیب است و نیاز به مراقبت دارد، نه انکار. جامعه باید از فرهنگ «قوی بودن» به سمت فرهنگ «آسیب‌پذیر بودن» حرکت کند. صحبت کردن درباره ترس‌ها، ایجاد شبکه‌های حمایتی کوچک محلی و خانوادگی، می‌تواند پادزهری برای احساس درماندگی باشد. علاوه بر این، این جامعه نیازمند بازتعریف «امید» است. امید در روزگار بلاتکلیفی، به معنای خوش‌بینی ساده‌لوحانه یا انتظار برای معجزه نیست؛ بلکه به معنای شجاعتِ ادامه دادن، با وجودِ ندانستنِ نتیجه نهایی است.
آنتونوفسکی در سال ‏1979‏ مفمومی را با عنوان «حس انسجام»[13] مطرح کرد که هسته اصلی نظریه «سلامت‌زایی»[14] است. این مفهوم نگرش و اعتماد عمیق فرد به این است که محرک‌های بیرونی و درونی قابل درک هستند، مشکلات را می‌توان پشت سر گذاشت (قابل مدیریت هستند) و زندگی معنادار است (ارزش زیستن دارد‏).‏ سه مؤلفه اصلی این مفهوم یعنی درک‌پذیری، قابل مدیریت بودن و معنادار بودن به ترتیب سه بُعد شناختی، عملی و انگیزشی را در بر می‌گیرند. بنابراین بر اساس «حس انسجام» سلامت جسم و روان فقط به میزان استرس یا مشکلات بستگی ندارد. بلکه سلامتی واکنشی از تاب‌آوری و دیدگاه فرد در برخورد با ناملایمات است. [5]
مداخلات درمانی در این موارد نیز نیازمند گذار از مدل‌های درمانی متمرکز بر رویداد[15] به مدل‌های فراتشخیصی[16] است. مداخلاتی که به طور خاص «عدم تحمل بلاتکلیفی» را هدف قرار می‌دهند )مانند درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر ترومای ناشی از عدم قطعیت) نشان داده‌اند که در کاهش علائم تروما و اضطراب در شرایط بی‌ثبات، کارآمد هستند. [6]
علاوه بر این، پژوهش‌های آینده باید به صورت طولی به بررسی تأثیرات تجمعی عدم قطعیت بر ساختارهای عصبی-شناختی و توسعه مقیاس‌های بومی برای سنجش این نوع تروما بپردازند. در نهایت، تقویت تاب‌آوری در این دوران، نه به معنای انکار واقعیت، بلکه به معنای توسعه «انعطاف‌پذیری روان‌شناختی» و بازتعریف معنا در بستر ابهام است. وظیفه جامعه علمی است تا با ارائه چارچوب‌های مفهومی دقیق، سیاست‌گذاران و درمانگران را در حمایت از افرادی که در بحران‌های عدم قطعیت گرفتار شده‌اند، یاری رساند.

تعارض منافع

در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.

References

  1. Boss P. Ambiguous loss in families of the missing. Lancet. ‏2002‏;‏360‏ Suppl:s39-‏40.‏ doi:‏10.1016‏/s0140-‏6736(02)11815‏-0

  2. Dugas MJ, Freeston MH, Ladouceur R. Intolerance of Uncertainty and Problem Orientation in Worry. Cognitive Therapy and Research. ‏1997‏;‏21(6)‏:‏593‏-‏606.‏ doi:‏10.1023‏/A:‏1021890322153‏

  3. McEwen BS, Stellar E. Stress and the individual. Mechanisms leading to disease. Archives of Internal Medicine. ‏1993‏;‏153(18)‏:‏2093‏-‏2101.‏

  4. Maier SF, Seligman ME. Learned helplessness at fifty: Insights from neuroscience. Psychological Review. ‏2016‏;‏123(4)‏:‏349‏-‏367.‏ doi:‏10.1037‏/rev0000033

  5. Eriksson M, Lindström B. Validity of Antonovsky's sense of coherence scale: a systematic review. Journal of Epidemiology and Community Health. ‏2005‏;‏59(6)‏:‏460‏-‏466.‏ doi:‏10.1136‏/jech.2003.018085

  6. Mansell W, HarveyA, Watkins ER, Shafran R. Cognitive Behavioral Processes Across Psychological Disorders: A Review of the Utility and Validity of the Transdiagnostic Approach. International Journal of Cognitive Therapy. ‏2008‏;‏1(3)‏:‏181‏-‏191.‏ doi:‏10.1521‏/ijct.2008.1.3.181


[1].Trauma and Uncertainty

[2]. Ambiguous Loss

[3]. Boss

[4].Closure

[5]. frozen grief

[6]. Intolerance of Uncertainty

[7]. Dugas

[8].Allostatic Load

[9].McEwen

[10].Learned helplessness

[11].Post-traumatic stress disorder

[12].Emotional Numbing

[13]. Sence of Coherence

[14]. Salutogenesis

[15]. Event-focused

[16]. Transdiagnostic

ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA



XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Taghva A. Trauma in times of uncertainty; theoretical frameworks and clinical implications: Editorial. EBNESINA 2025; 27 (3) :5-10
URL: http://ebnesina.ajaums.ac.ir/article-1-1445-fa.html

تقوا ارسیا. تروما در زمان‌های عدم قطعیت؛ چارچوب‌های نظری و پیامدهای بالینی: سخن سردبیر. ابن سينا. 1404; 27 (3) :5-10

URL: http://ebnesina.ajaums.ac.ir/article-1-1445-fa.html



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 ) برگشت به فهرست نسخه ها
ابن سینا EBNESINA
Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4774